دانشکده توليد گياهي
پاياننامه جهت اخذ درجه کارشناسي‌ارشد در رشته
بيماري شناسي گياهي
بررسي تنوع ژنتيکي و احتمال وقوع نوترکيبي در جدايههاي ويروس موزاييك هندوانه با استفاده از نرم‌افزارهاي بيوانفورماتيک
پژوهش و نگارش:
اکرم وحدتي
استاد راهنما:
دکتر سعيد نصرالهنژاد
اساتيد مشاور:
مهندس فروه سادات مصطفوي نيشابوري
مهندس ميثم تقي نسب درزي
تابستان 1392
تعهدنامه پژوهشي
نظر به اينکه چاپ و انتشار پايان نامه‌هاي تحصيلي دانشجويان دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي گرگان مبين بخشي از فعاليت‌هاي علمي- پژوهشي بوده و همچنين با استفاده از اعتبارات دانشگاه انجام مي‌شود؛ بنابراين به منظور آگاهي و رعايت حقوق دانشگاه دانش آموختگان اين دانشگاه نسبت به رعايت موارد ذيل متعهد مي‌شوند:
1- قبل از چاپ پايان ‌نامه خود، مراتب را قبلا به طور کتبي به مديريت تحصيلات تکميلي دانشگاه اطلاع داده و کسب اجازه نمايند.
2- قبل از چاپ پايان نامه در قالب مقاله، همايش، اختراع و اکتشاف و ساير موارد، ذکر نام دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي گرگان الزامي است.
3- انتشار نتايج پايان نامه بايد با اطلاع و کسب اجازه از استاد راهنما صورت گيرد.
اينجانب اكرم وحدتي دانشجوي رشته بيماري شناسي گياهي مقطع کارشناسي‌ارشد تعهدات فوق و ضمانت اجرايي آن را قبول کرده و به آن ملتزم مي‌شوم.
نام و نام خانوادگي و امضاء
تقديم و تشكر
سپاس بي پايان پروردگار را که به حکمت ناب ازلي و قدرت خاص لم يزال خويش انسان را کرامت بخشيد تا از سرچشمه سرشار فيض الهي جام گواراي علم و دانش را بنوشد و بستر وجود خويش را عرصه رشد و تعالي نمايد. اينک که در پرتو لطف الهي تحصيل خود را در مقطع کارشناسي ارشد به پايان رسانيده ام برخود لازم مي دانم از بزرگواراني که مرا در طي تحصيل ياري نموده اند قدرداني نمايم.
از استاد فاضل و انديشمند جناب آقاي دکتر نصرالله نژاد به عنوان استاد راهنما که همواره نگارنده را مورد لطف و محبت خود قرار داه اند ،کمال تشکر را دارم . از اساتيد مشاور گرانقدر سرکار خانم فروه سادات مصطفوي نيشابوري و آقاي مهندس تقي نسب درزي که در نهايت لطف و سعه صدر در تمام مراحل اجراي پايان نامه اينجانب را ارشاد نموده اند، کمال تشکر را دارم.
اين پايان نامه را ضمن تشکر و سپاس بيکران و در کمال افتخار و امتنان تقديم مي نمايم به:
محضر ارزشمند پدر و مادر عزيزم به خاطر همه ي تلاشهاي محبت آميز ي که در دوران مختلف زندگي ام انجام داده اند و بامهرباني چگونه زيستن را به من آموخته اند.
به همسر مهربانم که در تمام طول تحصيل همراه و همگام من بوده است .
به استادان فرزانه و فرهيخته اي که در راه کسب علم و معرفت مرا ياري نمودند .
به آنان که در راه کسب دانش راهنمايم بودند .
به آنان که نفس خيرشان و دعاي روح پرورشان بدرقه ي راهم بود.
از داور گرامي جناب آقاي دكتر رهنما که نتنها داوري اين پايان نامه را برعهده داشتند بلکه با سخنان سنجيده و دلسوزانه خود در مقطع کارشناسي و ارشد، بنده را در يافتن راه تلاش و پشتکار راهنما بودند، نهايت تشکر و سپاس را دارم.
اکرم وحدتي
شهريور2 139
چکيده
ويروس موزاييک هندوانه (WMV) يکي از ويروسهاي مهم جاليز است که گسترش جهاني دارد و از بسياري از مناطق دنيا گزارش شده است. به دليل اهميت کشت جاليز در استان گلستان و آلودگي گسترده ويروس در اين گياهان شناخت دقيق وضعيت ويروس در منطقه مهم ميباشد. يه منظور شناسايي اين ويروس، 100 نمونه از گياهان هندوانه، خربزه، کدو و خيار با علايم مشکوک به بيماري از مزارع استان گلستان جمع‌آوري و با آنتي سرم اختصاصي WMV در آزمون الايزاي غير مستقيم مورد بررسي قرار گرفت. از گياهان آلوده، RNA ويروس با استفاده از کيت (Roche) mRNA capture استخراج و cDNA تهيه گرديد. جهت تکثير ناحيه پروتئين پوششي ويروس از آغازگرهاي اختصاصي در واکنش RT-PCR استفاده گرديد. محصول PCR به طور مستقيم ترادف يابي شد و ترادف به دست آمده شامل 964 نوکلئوتيد همراه با 31 ترادف انتخاب شده از GenBank مقايسه شدند. همرديفسازيهاي چندگانه و آناليزهاي فيلوژنتيک و تعيين نسبت جانشيني نامترادف (dN) به جانشيني مترادف (dS) با نرم‌افزارهاي DNASTAR، DNAMAN، Clustal X وMEGA5 انجام و درخت فيلوژنتيک به روش neighbor-joining ترسيم گرديد. براي آناليز نوترکيبي بين جدايهها از نرم افزار RDP3 با استفاده از متد BootScan استفاده شد. در اين بررسي تعداد 18 نمونه در واکنش الايزاي مثبت و بقيه منفي بودند. نتايج بدست آمده از درخت فيلوژنتيکي اين جدايهها را در 4 گروه قرار داد که همه جدايههاي استان گلستان در يک گروه و در کنار جدايههايي از اصفهان، شيروان، مشهد، کرمان، يزد و تعداي از کشورهاي اروپايي قرار گرفتند و بيشترين شباهت را به جدايهاي از اصفهان داشت و در ميان ساير کشورها به جدايه ترکيه (6/96%) در سطح نوکلئوتيدي شبيه تر بود و در سطح آمينواسيدي بيشترين درصد تشابه را با جدايه اسپانيا (3/97%) داشت. محاسبه تنوع ژنتيکي (?) نشان داد که براي تمامي گروهها اين ميزان 061/0 مي باشد. نسبت dN/dS در گروههاي فيلوژنتيک کمتر از 1 بدست آمد که نشان دهندهي نقش موثر انتخاب منفي در تنوع و تکامل اين ويروس ميباشد. همچنين نتايج نشان داد که در ميان جدايههاي ايراني تنها يک مورد نوترکيبي وجود دارد که مربوط به جدايه يزد بوده که در ناحيه ابتداي ژن پرتئين پوششي خود ترکيبي از ترادف نوکلئوتيدي جدايه اصفهان را دارا ميباشد. اما در بين جدايههاي ساير کشورها اکثر موارد نوترکيبي در ناحيه CP ژنوم ويروس مشاهده ميشود. با اين وجود ميتوان با انجام آناليزهاي اجدادي بررسي کرد که جد اصلي اين ويروس مربوط به کدام منطقه جغرافيايي است و به ترادف نوکلئوتيدي کدام کشور نزديکتر است.
کلمات کليدي: ويروس موزاييک هندوانه، تنوع ژنتيکي، نوترکيبي، الايزاي غير مستقيم، RT-PCR

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: مقدمه
1-1- گياهشناسي محصولات جاليزي2
1-2- اهميت محصولات جاليزي3
1-3- سطح زير کشت4
1-4- بيماري‌هاي ويروسي جاليز4
فصل دوم: بررسي منابع
2-1- ويژگيهاي گروه پوتيويروس8
2-2- ويروس موزاييک هندوانه9
2-2-1- دامنهي ميزبان10
2-2-2- اپيدمولوژي ويروس11
2-2-3- نشانههاي بيماري ويروس موزاييک هندوانه12
2-3- تمايز سرولوژيکي جدايههاي ويروس13
2-4- نوترکيبي و تنوع ژنتيکي ويروسهاي گياهي14
2-5- تنوع ژنتيکي ويروس موزائيک هندوانه16
2-6- بررسيهاي صورت گرفته در مورد ويروس موزاييک هندوانه در دنيا17
2-6-1- ويروس موزاييک هندوانه درايران17
2-6-2- ويروس موزاييک هندوانه در خارج از کشور22
فصل سوم: مواد و روشها
3-1- زمان و مکان تحقيق34
3-2- جمع آوري نمونهها و داده34
3-3- آزمون الايزا35
فهرست مطالب
عنوان صفحه
3-3-1- آزمون اليزاي غير مستقيم35
3-4- آزمون PCR36
3-4-1- استخراج RNA و ساخت cDNA36
3-4-2- مرحله PCR37
3-4-2-1- آغازگرهاي اختصاصي38
3-5- روش تهيهي ژل و انجام الکتروفورز براي بررسي نتايج آزمون PCR39
3-6- ترادف‌يابي محصول PCR40
3-7- تجزيه و تحليل دادهها40
فصل چهارم: نتايج
4-1- نتايج آزمون الايزا42
4-2- نتايج آزمون RT-PCR43
4-3- تنوع ژنتيکي بين جدايههاي WMV46
4-4- نوترکيبي بين جدايههايWMV47
4-5- مقايسه شباهتها و تفاوتهاي ناحيه CP جدايههاي WMV در سطح نوکلئوتيدي و آمينواسيدي52
6- موتيفهاي موجود در جدايه WMV 55
فصل پنجم: بحث
بحث57
پيشنهادات اجرايي و پژوهشي62
منابع63
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 1-1- برآورد سطح، توليد و عملکرد در هکتار محصولات زراعي استان گلستان4
جدول 3-1- تعداد نمونه و مزارع نمونه برداري شده در استان گلستان35
جدول 3-2- مواد لازم در واکنش PCR38
جدول 3-3- شرايط و سيکل‌هاي حرارتي برنامه ريزي شده براي انجام PCR 38
جدول 3-4- دو جفت آغازگر اختصاصي WMV از ناحيه CP-UTR 39
جدول 4-1- تنوع ژنتيکي و نسبت جانشيني آمينواسيدي در جدايههاي مختلف WMV در جمعيتها و گروه‌هاي فيلوژنتيک47
فهرست شكل‌ها
عنوان صفحه
شکل 4-1- علايم بيماري ويروسي WMV روي برگ و ميوه هندوانه42
شکل 4-2- نتايج آزمون PCR در ژل آگارز43
شکل 4-3- درخت فيلوژنتيکي ترسيم شده به روش neighbor joinig45
شکل 4-4- گراف نوترکيبي ترسيم شده با استفاده از نرم‌افزار RDP3 در جدايه يزد که قطعه نوترکيب از جدايه اصفهان است48
شکل 4-5- گراف نوترکيبي ترسيم شده با استفاده از نرم‌افزار RDP3 در جدايه چين که قطعه نوترکيب از جدايه شيلي است49
شکل 4-6- گراف نوترکيبي ترسيم شده با استفاده از نرم‌افزار RDP3 در جدايه ژاپن که قطعه نوترکيب يکي از جدايههاي فرانسه است50
شکل 4-7- گراف نوترکيبي ترسيم شده با استفاده از نرم‌افزار RDP3 در جدايه فرانسه که قطعه نوترکيب يکي ديگر از جدايههاي فرانسه است51
شکل 4-8- درصد شباهت و تفاوت جدايه WMV گلستان با ساير جدايههاي اين ويروس در دنيا بر اساس همرديف سازي ترادفهاي نوکلئوتيدي ژن CP53
شکل 4-9- درصد شباهت و تفاوت جدايه WMV گلستان با ساير جدايههاي اين ويروس در دنيا بر اساس هم رديف سازي ترادفهاي آمينواسيدي ژن CP54

فصل اول
مقدمه
1-1- گياهشناسي محصولات جاليزي (کدو، خيار، خربزه، هندوانه)
به طورکلي سيستم ريشه‌اي گياهان صيفي زراعي، گسترده اما کم عمق است و بيشتر ريشهها در يک متري فوقاني خاک قرار دارد. ساقه اصلي از محور گياهچه رشد ميکند و ممکن است شاخه‌هاي جانبي کم يا زياد (8 يا بيشتر) داشته باشد که از گره‌هاي نزديک قاعده ساقه بيرون ميآيند. در هيچ يک از گياهان صيفي عوامل خود ناسازگاري شناخته شده وجود ندارد (امير اصلاني، 1384).
تيره كدوئيان شامل 100 جنس و حدود 1000 گونه است. برگهاي اين گياهان، ساده، متناوب، داراي دمبرگ دراز و پهنك كامل يا لوبدار و در هرحال فاقد استيپول است. گلهاي آنها منظم، يكپايه، مركب از قطعات 5 تايي، منفرد يا مجتمع به صورت گرزن است (بيتس و همکاران، 1990). نباتات خانواده کدوئيان تمام خزنده و ساکن نواحي گرم و بنابراين حساس به سرما مي‌باشند. هرچند که قسمت مورد استفاده گياهان خانواده کدوئيان ميوه آن مي‌باشد معهذا اين گياهان را جزو سبزيها قرار داده‌اند (شيباني، 1364).
در جنس Cucumis دو نوع گياه قرار ميگيرد يکي انواع خربزه و طالبي (C.melo) و ديگري خيار (C.sativus). در جنس Cucumis مانند ساير افراد خانواده کدوئيان بوته‌ها بيشتر يک پايه هستند ولي گاهي گياه دوپايه و ندرتاً گل دوجنسي در بوته‌هاي خربزه و خيار ديده مي‌شود. از نظر گياهشناسي بوته خربزه و خيار بسيار شبيه به يکديگر مي‌باشند يعني در هر دو گياه برگها گرد قلبي شکل بوده و داراي رنگ سبز روشن مي‌باشد ولي رشد بوته خربزه خيلي زيادتر از رشد بوته خيار است، گلهاي نر و ماده از هم جدا و در بغل برگها قرار دارند (شيباني، 1346).
بوته هندوانه (citrullus lanatus)گياهي است يکساله از خانواده کدوئيان که داراي شاخه‌هاي خزنده مي‌باشد. برگ بوته هندوانه تقريباً قلبي شکل و داراي بريدگيهاي عميق است و اغلب اين بريدگي اصلي داراي بريدگيهاي فرعي يا ثانوي ميباشد. گلهاي نر و ماده هميشه از هم جدا هستند ولي روي يک پايه قرار دارند (شيباني، 1346).
انواع کدوها از جنس Cucurbita و از خانواده Cucurbitaceae مي‌باشند. اين گياهان مانند ساير جنسهاي اين خانواده يک پايه و گرمسيري و اغلب يکساله هستند و انواع کدوهاي اهلي که ميوه آنها مورد استفاده انسان قرار مي‌گيرد از سه گونه مشخص مشتق مي‌شـوند که عبارتنـد از: 1- Cucurbita pepo. 2- Cucurbita moschata. 3- Cucurbita maxima. انواع کدوهاي ايران نيز که به سه دسته تقسيم مي‌شوند از سه جنس نامبرده هستند به اين ترتيب که کدوي مسمايي از نوع C. pepo و کدوي حلوايي يا رشتي از نوع C. moschata و کدوتنبل از نوع C. maxima هستند (شيباني، 1346).

1-2- اهميت محصولات جاليزي
صيفي‌جات گروه بسيار متنوعي از گونههاي گياهي را تشکيل ميدهند که در سراسر جهان در شرايط مختلف و با هدف‌هاي گوناگون پرورش داده ميشوند. انواع زراعي مهم شامل خيار، خربزه (گرمک، خربزه قندک و غيره)، هندوانه و کدو هستند. انواع زراعي کماهميتتر شامل کايوت1، سيترون2 (بادرنگ)، خيارترشي، کدوقلياني، خيارشاخي3 و خيار وحشي است. تمام صيفي‌جات به سرما حساس‌اند، اما از لحاظ توانايي تحمل سرما و گرما متفاوتند. در زمينهاي پست و کوهها، مزارع و گلخانه‌ها، مناطق گرمسير، بياباني و معتدل مي‌رويند. بيشتر آنها رونده هستند اما برخي ارقام زراعي جديد کدو و خيار گياهان فشرده بوته مانند توليد مي‌کنند. ميوه نارس يا رسيده صيفي‌جات به شکل تازه يا پخته مصرف مي‌شوند. ميوههاي صيفي‌جات ارزش غذايي نسبتاً اندکي دارند؛ مهمترين اجزاي تشکيل دهنده آنها ويتامينها و مواد معدني هستند. ميوههاي گياهان صيفي معمولاً بدون چربياند و سديم اندک دارند. به استثناي ميوه کدو حلوايي، ساير ميوه‌هاي صيفي آب فراوان و ارزش کالري پايين دارند. خربزه، هندوانه و کدوي حلوايي منابع خوب ويتامين A هستند. خربزه و کدو مسمايي زرد منابع خوب ويتامين C هستند. Cucurbitacin‌ها که بيش از 20 شکل دارند، در ريشه‌ها، برگها و ميوه‌هاي گياهان صيفي يافت مي‌شوند. اين ترکيبات بسيار سمي‌اند و به خيار، خربزه و کدو طعم تند مي‌دهند. اين ترکيبات در حفاظت از صيفي‌جات در برابر حشرات و علفخوارها، اهميت زيادي دارند (امير اصلاني، 1384).

1-3- سطح زير کشت
حدود 326 هزار هکتار برابر با 7/2 درصد از برداشت اراضي محصولات زراعي کشور در سال زراعي 90-1389 به انواع محصولات جاليزي اختصاص داشته است. از اين مقدار 7/95 درصد آن به صورت آبي و 4/4 درصد بقيه به صورت ديم بوده است. در اين گروه، محصولات هندوانه با 44 درصد، خربزه با 8/24 درصد و خيار با 5/19 درصد را به خود اختصاص دادهاند. بيش از نيمي (8/59) از سطح اين محصولات در پنج استان خراسان رضوي با 7/17 درصد، کرمان با 7/13 درصد، فارس با 5/11 درصد، خوزستان با 1/9 درصد و سيستان و بلوچستان با 9/7 درصد برداشت گرديده است. کمترين سطح اين گروه از محصولات متعلق به استان اردبيل با 02/0 درصد است. استان گلستان نيز به علت شرايط جغرافيايي مناسب از سطح زير کشت انواع گياهان جاليزي برخوردار است (جدول 1-1) (آمار نامه کشاورزي، 1390).
جدول 1-1-برآورد سطح، توليد و عملكرد در هكتار محصولات زراعي استان گلستان در سال زراعي90-1389
نام محصولات
سطح آبي (هکتار)ديمجمعتوليد آبي (تن)ديمجمععملکرد آبي (کيلوگرم)ديمخربزه9706921661899268222581419/1958387/9763هندوانه25231065358851442125216396381/2035891/11756خيار2202022025364605364642/243610ساير محصولات جاليزي225532757230641176423–
1-4- بيماريهاي ويروسي جاليز
در ميان بيماريهايي که در مزارع جاليز شيوع دارند، بيماريهاي ويروسي ويرانگرتر و کنترل آنها دشوارتر است. شيوع و شدت آنها متفاوت است و به روابط پيچيده بين عوامل بيماريزا، ميزبانها، ناقلها، محيط و محلهاي وقوع آنها بستگي دارد (زيتر، 1996). در پهناي جهان بيش از 50 ويروس و چهار ويروئيد که آلوده‌کننده شماري از اعضاي خانواده کدوئيان هستند، گزارش شده است. کمتر از نصف اين ويروسها بيمارگرهاي رايج کدوئيان و به لحاظ اقتصادي مهم مي‌باشند (کوچارک و پورسيفول، 2001). بيشتر اين ويروسها مي‌توانند تعدادي از گونه‌هاي گياهي متعلق به جنس‌ها و خانواده‌هاي گوناگون را آلوده کنند اما معدودي از آنها به تيره کدو محدود هستند. 26 ويروس به طور مکانيکي درون شيره گياهان آلوده قابل انتقال و 9 ويروس (موزائيک خيار، موزائيک ماتلي سبز خيار، لکه برگي خيار، لکه نکروزي خربزه، موزائيک کدو، موزائيک تلفيريا، لکه حلقوي تنباکو، موزائيک خيار وحشي و موزائيک زرد زوکيني) بذرزاد هستند (زيتر، 1996).
بيش از 41 ويروس و چهار ويروئيد به طور طبيعي و يا آزمايشگاهي يک يا چند گونه از کدوئيان را آلوده ميسازند از اين ميان 8 ويروس علائم موزائيک را توليد ميکنند (هسو و همکاران، 2005). که در بين آنها ويروس موزائيک هندوانه (Watermelon mosaic virus, WMV) يکي از شايعترين ويروسهاي کدوئيان ميباشد. ويروس WMV نخستين بار در 1965 توسط وب و اسکوت توصيف شد (پورسيفول و همکاران، 1984) و جزء اولين پوتيويروسهاي کشف شده است که کدوئيان را آلوده ميکند (وب و اسکوت، 1965).
شناسايي عوامل بيماريزاي ويروسي و در صورت امکان شناسايي راهکارهاي مناسب به منظور به حداقل رساندن تاثير آنها بر کميت و کيفيت کشت صيفي اهميت دارد. ويروس WMV به عنوان يک بيمارگر مهم در مناطق مديترانهاي و معتدل شناخته شده است و تنوع بيولوژيکي آن بخوبي مورد مطالعه قرار گرفته است. اما تمايز سويهها و جدايههاي آن بويژه آناليزهاي تنوع و تکامل آن بطور جدي و دقيق با گسترش ابزارهاي مولکولي در دو دهه اخير مورد توجه قرار گرفته است (مورينو و همکاران، 2004). اين بررسيها در مقياسهاي جهاني و يا قارهاي و حتي ناحيهاي ميتواند راهگشاي درک تکامل و توسعه پاتوژن، و نهايتا ارائه راهکار مناسب براي کنترل آن باشد. در داخل کشور هيچ بررسي بر روي نوترکيبي ويروس موزاييک هندوانه صورت نگرفته است لذا در اين بررسي تعيين وقوع و محاسبه تنوع ژنتيکي و نوترکيبي در بين جدايههاي WMV، تعيين موقعيت تاکسونوميکي ويروس موزاييک هندوانه، تعيين نسبت جانشيني نامترادف (dN) بر جانشيني مترادف (dS) در ويروس موزاييک هندوانه و مقايسه شباهتها و تقاوتهاي ناحيه cp جدايههاي WMV در سطح نوکلئوتيدي و آمينواسيدي هدف قرار گرفت.

فصل دوم
بررسي منابع
2-1- ويژگيهاي گروه پوتيويروسها4
گروه پوتيويروسها جزو 34 گروه بزرگ ويروسهاي گياهي به شمار ميروند که داراي انتشار جهاني و اهميت اقتصادي فراوان بوده و عامل خسارت قابل توجه در کشاوزي، مراتع و باغبات و گياهان زينتي ميباشد. اين گروه شامل حداقل 180 عضو (30 درصد ويروسهاي گياهي شناخته شده) ميباشد (وارد و همکاران، 1991). اين گروه تنها گروه شناخته شده ويروسي ميباشد که براي تکثير خود از راهبرد پلي پروتئين استفاده ميکنند، اين پروتئينها عبارتند از:
1. اندامک ويژه سيتوپلاسمي و فرفرهاي شکل پروتئيني با وزن مولکولي تقريباً 70 کيلودالتون که احتمالاً در همانندسازي RNA دخالت دارد.
2. اندامک ويژه سيتوپلاسمي و بدون شکل معين پروتئيني که احتمالاً يک پروتئين رمزگذاري شده ويروسي است و براي انتقال ويروس توسط ناقل ضروري ميباشد.
3. اندامکهاي ويژه هستهاي پروتئيني با وزن مولکولي تقريباً 58 کيلودالتون (پليمراز) و 49 کيلودالتون (پروتئيناز). اين اندامک ويژهي هسته در بعضي از پوتيويروسها مشاهده شده است (پوررحيم و همکاران، 1381).
ادوارسون در سال 1974 پوتيويروسها را با توجه به نوع اندامکهاي ويژه سيتوپلاسمي که در سلولهاي آلوده ايجاد ميکنند به سه گروه تقسيم کده است:
زير گروه 1: باعث توليد اندامکهاي لولهاي ميشوند که بصورت لولهها يا پيچکهايي ديده مي‌شوند. مثل BCMV و PRSV-W
زير گروه 2: باعث توليد لايه مجتمع ميشوند. مثل BYMV
زير گروه 3: باعث توليد هر دو نوع اندامک فوق ميشود. مثل WMV
اين گروه ويروسهايي با ذرات ميلهاي شکل هستند که اعضاي آن بسته به نوع ناقل در سه زيرگروه قرار دارند. خانواده پوتيويريده بر اساس تقسيم بندي واکي (1991) در زيرگروه يک که شتهها ناقل آن ميباشند، قرار مي‌گيرد. در اين زيرگروه ذرات ويروس ميله‌اي قابل انعطاف به طول 680-900 نانومتر و عرض 11 نانومتر و ژنوم حاوي آر.ان.اي تک رشته‌اي است که حدوداً kb 10 طول دارند و توسط حدوداً 2000 کپي از واحد پوشش پروتئيني (CP) احاطه شده‌است (واکي، 1991؛ سيلويو و همکاران، 2001). برخي از اعضا گروه داراي پروتئين‌هاي کمکي براي انتقال توسط حشرات مي‌باشند. اين ويروسها به طريق مايهزني عصاره و به وسيله شته‌ها به روش ناپايا منتقل مي‌شوند. برخي از اعضاي گروه از طريق بذر هم منتقل مي‌شوند (جعفرپور، 1382).

2-2- ويروس موزاييک هندوانه
ويروس موزاييک هندوانه از خانواده پوتيويريده، بزرگترين گروه ويروسهاي گياهي و از جنس پوتيويروس مي‌باشد که اجزاي آن ميله‌اي شکل خمشپذير به طول حدود 760 نانومتر و عرض 11 نانومتر و داراي يک آر.ان.اي تک رشته‌اي است. اين ويروس اندامک‌هاي درون ياخته‌اي (انکلوزيون) استوانه‌اي (فرفره‌اي و مارپيچ) در سيتوپلاسم ياختههاي آلوده ايجاد مي‌کند. اين ويروس از طريق مکانيکي با شيره سلولي گياه آلوده مايه‌زني مي‌شود و در طبيعت توسط گونه‌هاي مختلف شته‌هاي باقلا، هلو و پنبه پراکنده و انتقال مييابد. در دماي 65-60 درجه سانتيگراد غير فعال مي‌شود و بعد از 25-20 روز در دماي 18 درجه سانتيگراد شرايط آزمايشگاهي، پايداري خود را از دست مي‌دهد (زيتر، 1996؛ لـي و همکاران، 2003؛ برودرود و همکاران، 1980؛ کوچارک و پورسيفول، 2001). ويروس موزائيک هندوانه نخستـين بار در سـال 1965 توسط وب و اسکوت توصيف شد (پورسيفول و همکاران، 1984) و جـزء اوليـن پوتيويروسهاي کـشف شده ‌اسـت که کدوئيان را آلوده مي‌کند (وب و اسکوت، 1965). اولين گزارش در ايران توسط ايزدپناه (1361) در منطقه فارس و توسط وايده من و مصطفوي (1351) در اصفهان و ورامين ارائه شده‌است. اين ويروس اولين بار از روي Citrullus lanatus گزارش شده‌است (برودرود و همکاران، 1980).
موزائيک هندوانه به دوگروه نژادي توسط وب و اسکوت (1965) براساس نقص در عدم رابطه سرولوژيکي و اختلاف در دامنه ميزباني، تقسيم بندي شد. اما ميلن و گراگن (1969) نتيجه گرفتند که اعضاي گروه 1 و2 رابطه سرولوژيکي نزديکي به يکديگر دارند و بايد به عنوان نژادهاي يک ويروس تلقي شوند. با اين حال، بيشتر کارهاي اخير روي سويه‌هايي از مناطق امريکا، اروپا، استراليا و مديترانه نشان داد که تفاوت‌هاي قابل توجهي ميان دو گروه به لحاظ سرولوژيکي، دامنه ميزباني و سيتولوژيکي وجود دارد (ادواردسون، 1974؛ کريستي و ادواردسون، 1977؛ پورسيفول و هيبت، 1979). بطوريکه شباهت اسيد نوکلئيکي بين اين سويه‌هاي گروه 1 با 2 ديده نشد (ساما، 1982). امروزه ويروس موزائيک هندوانه -2 وب و اسکوت به عنوان ويروس موزائيک هندوانه شناخته مي‌شود. و ويروس موزائيک هندوانه-1 به عنوان يک نژاد (تيپ W) ويروس لکه حلقوي پاپايا ناميده مي‌شود.
ويروس WMV از لحاظ سرم شناختي، خويشاوندي دوري با ويروس رگبرگ زردشبدر5، ويروس موزائيک زرد لوبيا2، ويروس موزائيک سويا3، ويروس موزائيک زرد زوکيني4 و چند ويروس ديگر دارد. ويروس WMV مي‌تواند بيش از 160گونه گياهي را آلوده کند. اين ويروس چندين واريانت دارد که از روي شدت نشانه‌هاي ايجاد شده در ميزبانهاي حساس قابل شناسايي هستند (زيتر، 1996؛ لي و همکاران، 2003؛ پروويدنتي و يماتو، 1973؛ ليزا و دلاول، 1981).
2-2-1- دامنه ميزباني
ميزبانهاي متعددي وجود دارند كه ويروس را مي‌توانند در خود نگه داشته و به عنوان منبع اوليه آلودگي به كار روند. بيش از 160 گونه دو لپه‌اي در 23 خانواده به اين ويروس حساس‌اند (ادواردسون، 1974). برخي از اين ميزبانها شامل يونجه، شبدر و ساير گياهان خانواده بقولات و همچنين گياهان خانواده يوفوربياسه مي‌باشند (اعتباريان، 1376). اين بيماري در مناطق معتدل و نيز حاره معتدل و از بيشتر کشورهايي که کدو در آنجا کاشته مي‌شود، گزارش شده‌است. WMV باعث کاهش محصولات کشاورزي به ويژه کدوئيان مي‌شود اما در مقايسه با ساير پوتيويروسها داراي دامنه ميزباني وسيع مي‌باشد (شوکلا و همکاران، 1994) و اين ويروس برخي اوقات خانواده‌هاي غلات (اينوي، 1964)، پنيرک، اسفناجيان (پورسيفول و همکاران، 1984) و ارکيده‌ها: وانيل (گارا و همکاران، 1997؛ گريسوني و همکاران، 2004؛ وانگ، 1993) و Habenaria radiate (گارا و همکاران، 1997) را آلوده مي‌کند. علاوه ‌بر آن، WMV به طور طبيعي بسياري از علفهاي هرز را آلوده مي‌کند بطوريکه آنها مي‌توانند در تمام طول سال ميزبان اين ويروس باشند (لکوک، 1992؛ رندا، 2006). ويروس توسط علف هرز Cuscuta pentagona انتقال نمي‌يابد (استاکيک و نيکاليک، 1966). ميزبانهاي معمول اين ويروس؛ خيار، خربزه، کدوي مسما و هندوانه و برخي لگوم‌ها مي‌باشند.

2-2-2- اپيدمولوژي ويروس
ويروس WMV در بيشتر بقولات وحشي (Trifolium spp.) زمستان گذراني مي‌کند اما در گونه‌هايي از گياهان تيره پنيرک و تيره اسفناج نيز مي‌تواند زنده بماند. اين ويروس به شيوه‌اي غيرپايا توسط بيش از 20 گونه شته در 19 جنس منتشر مي‌شود که اينها ويروس را در مدت چند ثانيه مي‌گيرند و تا چند ساعت حفظ مي‌کنند (زيتر، 1996؛ ادوارد و سيکورا، 2004). اين ويروس به روش مکانيکي به آساني منتقل مي‌شود اما مدرکي مبني براينکه درون بذر گياهان صيفي يا بقولات باشد در دست نيست. مهمترين روش انتقال اين ويروس در طبيعت توسط شته‌ها صورت مي‌گيرد (زيتر، 1996؛ کوچارک و پورسيفول، 2001) كه اينها شامل Aphis nasturtii، Aphis craccivora، Aphis citricola، Aphis nerii،Aphis gossypii ،Aphis spiraecola ، Aulacorthum solani، Hyadaphis pseudobrassice،Anuraphis middletonii ،Macrosiphum euphorbiae، Myzus persicae، Lepaphis pseudobrassicae، Toxoptera citricidus مي‌باشند (اعتباريان، 1376؛ آدلرز، 1974؛ ياماموتو و همکاران، 1982). به عنوان مثال تحقيقات نشان داد که شته M. persicae مي‌تواند به مدت 10 تا 20 ثانيه ويروس WMV را از گياه آلوده كسب كند و بعد از حدود 3 تا 9 ثانيه بعد از تغذيه ويروس را انتقال دهد. شتههاي M. persicae، A. craccivora، A.citricola و A. gossypiiبه مدت 10 تا60 ثانيه ويروس را کسب کرده و به مدت يک ساعت قادر به انتقال آن به گياه سالم هستند (آدلرز، 1974). ويروس در انتقال شيره خام هر 2 تا 4 هفته حفظ مي‌شود اما پس از 4 سال توانايي انتقال ويروس توسط شته از بين مي‌رود (دمسکي و سامنر، 1979). ويروس هنگامي توسط شته انتقال مي‌يابد که يک بخش قابل حل از گياهان آلوده به آمايش ويروس اضافه شود و يا اينکه شته از بخش قابل حل گياه قبل از تغذيه روي آمايش ويروس، استفاده کند. اين موضوع نشان مي‌دهد که انتقال ويروس به يک فاکتور کمکي نياز دارد که براي ديگر پوتيويروس‌ها نيز گزارش شده ‌است (گاوير و همکاران، 1977).
آلودگي اوليه معمولاً به وسيله شته‌ها كه ويروس را از گياه آلوده جذب مي‌كنند انجام مي‌شود و در بعضي از حالات آلودگي اوليه WMV از بذور جاليز آلوده ممكن است به مزارع وارد گردد. آلودگي ثانوي توسط شته از گياهان جاليز آلوده به ويروس به گياهان سالم انتقال مي‌يابد. علائم معمولاً بعد از حدود 1 تا 2 هفته بعد از تلقيح ويروس ظاهر مي‌شوند. اپيدميولوژي ويروس در مناطق مختلف با نژاد ويروس، جمعيت شته‌ها، تحرك شته‌ها و منابع اوليه آلودگي ارتباط دارد (اعتباريان، 1376).
2-2-3- نشانههاي بيماري ويروس موزاييک هندوانه
نشانه‌هاي بيماري برحسب گونه صيفي، رقم زراعي، سويه ويروس و عامل محيطي بسيار متفاوت‌اند. ازجمله نشانه‌هاي برگي موزائيک سبز، چين و چروک دارشدن برگ، سبزشدن دسته‌هاي رگبندي، حلقههاي کلروزي و بدشکلي است.
نشانه‌هاي بيماري به ميزبان، زمان آلودگي (اعتباريان، 1376) و سن گياه نيز بستگي دارد. گياهان پير آلودگي کمتري نشان مي‌دهند. اولين نشانه‌هاي بيماري 3-4 روز يا بيشتر از 18 روز پس از آلودگي ظاهر مي‌شوند. انتقال ويروس با شيره گياهي و شته، علائم را بعد از 7-12 روز نشان خواهند داد. گاهي گياهان آلوده هيچ نشانه‌اي از بيماري را ظاهر نمي‌کنند، اما اين امکان وجود دارد که مدت آلودگي براي ويروس کامل نباشد يا در بعضي شرايط علائم مخفي شوند. گاهي نيز علائم ممکن است در يک بخش گياه ظاهر اما در ديگر بخشها ظهور نيابند (کوچارک و پورسيفول، 2001).
اين ويروس روي اکثر کدوئيان موزائيک و ابلقي ايجاد ميکند. علائم اوليه ويروس رنگ پريدگي سطحي، کوچکي ميوه و چروکيدگي است. آلودگي ثانويه توسط حمله ساير ميکروارگانيسم‌ها ممکن است اتفاق افتد و باعث پوسيدگي نرم شوند (ادواردسون، 2005).
در روي هندوانه و طالبي علائم مشخصه شامل كوتولگي شديد يا متوسط گياه مي‌باشد. بدشكلي برگ، تاول، لكه‌هاي سبز روشن در زمينه برگ و كلروز حاشيه آن از علائم مشخصه بيماري است. اگر گياهان جوان طالبي به بيماري مبتلا شوند، بوته‌ها كوچك باقي مانده، تعداد ميوه كمي توليد مي‌كنند (اعتباريان، 1376). آلودگي ويروس در ابتدا با کلروز رگبرگ در 3-2 برگ هندوانه نمايان مي‌شود. سپس کلروز يکنواختي در پارانشيم بين رگبرگ‌ها و لکههاي سبز روشن در بافت برگ بروز مي‌کند. در بعضي مواقع کلروز رگبرگ ظاهر نمي‌شود و لکه‌هاي کلرتيک نامنظمي در پهنک همراه با تاولي شدن و بدشکلي برگ مشاهده مي‌شود. گياه آلوده رشد کمي دارد و در صورت ميوه‌دهي اندازه ميوهها کوچک مي‌ماند (لي و همکاران، 2003) به علاوه ميوه‌هاي هندوانه شادابي خود را از دست داده و کوتاه و ابلقي مي‌شوند. همچنين گياهاني که علائم را به صورت مخفي دارند، تعداد ميوه کمي توليد مي‌کنند (پروويدنتي، 1996).
ممکن است در هندوانه، خربزه قندي، کدوي زمستاني و تابستاني و کدوي تنبل، کاهش 50 درصد يا بيشتر در عملکرد و کيفيت ميوه در اثر آلودگي اتفاق افتد (سو و همکاران، 2005). ميوه‌هاي کدوتنبل ممکن است در اثر حمله اين ويروس علائم مخفي نشان دهند (ادواردسون، 2005).
علائم در كدو بدين صورت است كه برگها نيز كم‌رنگ يا زرد شده و ضمناً بدشكل و حالت تاولي پيدا مي‌كنند. گياهان ممكن است شديداً شكل عادي خود را از دست بدهند و يا اينكه كمي تحت تأثير قرار گيرند. مهمترين نشانه روي ميوه‌هاي كدو برآمدگي‌هائي است كه بيش از حد طبيعي رشد مي‌كنند كه سبب بدشكلي شديد ميوه مي‌شوند.
در خيار در روي برگها حالت موزائيكي مشاهده مي‌گردد. ميوه‌ها كوتاه و كماني مي‌شوند و گاهي هم در روي آنها برآمدگي‌هائي بوجود مي‌آيد. اخيراً نژاد 1 در روي خيار در لبنان علائم شديد لكه‌اي و تاولي در برگها ايجاد نموده و سبب بدشكلي برگها شده است (اعتباريان، 1376).
2-3- تمايز سرولوژيکي جدايههاي ويروس
به لحاظ دامنه ميزباني و مشخصات سرولوژيکي بين جدايهها و نژادهاي يک ويروس ممکن است تفاوتهايي ديده شود. پورسيفول و هيبت (1979)، تمايز سرولوژيکي جدايههاي ويروس موزاييک هندوانه از فلوريدا و رابطه آن با جدايههاي مختللف اين ويروس از ساير مناطق را با آزمون نشت دو طرفه در ژل آگارز بررسي کردند. 13 جدايه WMV از ميزبانها و مناطق مختلف در رابطه با جدايههاي فلوريدا در سه گـروه قرار گرفتند. 1- جـدايههايي که رابـطه نزديـک باWMV-1FL داشتند شامل جدايههايي از کاليفرنيا، نيويورک، تگزاس، استراليا، جردن و يونان بودند. 2- جدايههايي که رابطه سرولوژيکي نزديک با WMV-2FLداشتند شامل جدايههايي از اريزونا، نيويورک، استراليا، نيوزلند و کاليفرنيا بودند. 3- جدايهاي از مراکش که هيچ رابطه سرولوژيکي با جدايههاي WMV نداشت. همچنين در اين بررسي ديده شد ويروس موزاييک سويا رابطه نزديکي با WMV-2FL داشت اما جدايهاي متمايز از آن محسوب ميشد.

2-4- نوترکيبي و تنوع ژنتيکي ويروسهاي گياهي
نوترکيبي RNA يکي از عوامل اصلي در افزايش تغيير پذيري ويروسهاي گياهي و سازگاري با ميزبانهاي جديد است که اغلب منجر به پيدايش وارينتهاي جديد و استرينهاي ويروسي شکنندهي مقاومت ميشود. همچنين نوترکيبي RNA ميتواند با ترميم ژنوم ناقص ويروسي يا حذف موثر جهشهاي مضر ناشي از همانند سازي خطا پذير، سازگاري ويروسي را افزايش ميدهد. نوترکيبي RNA با عوامل متعددي مانند پروتئنهاي همانند سازي ويروسي و ويژگيهاي مختلف الگوهاي RNAي ويروسي تحت تاثير قرار ميگيرد. ژنهاي ميزبان نيز روي نوترکيبي RNA اثر دارند که نشان دهندهي برهمکنش پيچيدهي ميان يک ويروس معين و ميزبانش هنگام سازگاري و تکامل ويروسي است (نساج حسيني و احمدوند، 1389).
بررسيهاي فيلوژنتيکي ويروسها گياهي (چار و هولمز، 2006) نشان داد که شواهدي براي نوترکيبي در دوازده ويروس از 36 ويروس RNA دار گياهي وجود دارد. در يک مطالعه، ده درصد از 76 جدايه Turnip mosaic virus از اعضاي جنس Potyvirus، به صورت نوترکيب يافت شدهاند (اوهشيما و همکاران، 2002). در مطالعه ديگر با Potyvirus ها، 18 جدايه از 109 جدايههايي که توسط ريورس و همکاران (1996) بررسي شد، منشا نوترکيبي داشتند، نقش قابل توجه نوترکيبي RNA در تکامل (CMV)Cucumber mosaic virus ، ميان جدايههاي طبيعي جمعآوري شده در اسپانيا طي سال‌هاي 1989 تا 2002 بيان شده است (بونت و همکاران، 2005). هفده درصد جدايهها نوترکيب بودند که بيشتر نوآراييها (پنج درصد) بودند. اين مطالعات نشان داد که نوترکيبي در بسياري از ويروسها نسبتا رايج است؛ بخصوص در Potyvirus ها که بزرگترين گروه ويروسهاي گياهي هستند (نساج حسيني و احمدوند، 1389).
موتاسيون و نوترکيبي نيروهاي اصلي تکاملي مي‌باشند که ايجاد تنوع ژنتيکي را باعث مي‌شوند، متعاقباً انتخاب و پراکنش ژنتيکي جزئيات بيولوژيکي و مولکولي جمعيت‌ها را شکل مي‌دهند. در مورد ويروسهاي گياهي سرعت موتاسيون به دليل فقدان عمل تصحيح پليمراز ويروسي، بسيار بالا مي‌باشد و سرعت نوترکيبي نيز ممکن است بسيار بيشتر از آنچه که انتظار ميرود، باشد (فرويسات و همکاران، 2005)، اما فقط بخش کوچکي از تنوع ايجاد شده در جمعيت به دليل فشار انتخابي قوي، ظهور مي‌يابد. به نظر مي‌رسد ويروس‌هاي داراي آر.ان.اي مثبت و تک رشته‌اي ممکن است شامل قديمي‌ترين ويروس‌ها باشند که به کندي تکامل يافته و بالا خانواده‌هاي موجود را ايجاد نموده‌اند. مي‌توان از اطلاعات مربوط به توالي، براي تخمين درجات رابطه تکاملي استفاده کرد و درختي که مسيرهاي احتمالي تکامل را در ويروسهاي يک خانواده نشان مي‌دهد، ترسيم نمود و روابط غير منتظره آنها را کشف کرد (ماتيوس، 1992).
استفاده از تکنيک‌هايي که تکامل بيمارگرها را تخمين ميزند يک بخش مهم از بيولوژي تکاملي است که در نتيجه با کاربرد اين روشها مي‌توان بيمارگرهاي ايجاد‌ کننده بيماري را کنترل کرد. موتاسيون و تغييرات ژنتيکي مانند نوترکيبي به عنوان نيروهاي تکاملي مي‌باشند که منجر به تنوع ژنتيکي در جمعيتها مي‌شوند اما جايگاه ژنتيکي جمعيت ويروسها به نيروهاي تکاملي انتخاب و پراکنش تصادفي ژنتيک، بستگي دارد (مورينو و همکاران، 2003). ويروسهاي آر.ان.دار که بزرگترين بخش ويروسهاي گياهي هستند، سرعت موتاسيون بسيار بالايي دارند (دريک و هولند، 1999؛ ملپيکا و همکاران، 2002) و احتمالاً داراي سرعت نوترکيبي بالايي نيز هستند (آزيز وتفر، 1999؛ بروآير و همکاران، 2000). با اين وجود ثبات ژنتيکي به عنوان قاعده‌اي براي ويروسهاي گياهي است و انباشتگي موتاسيون به نظر نميرسد مورد توجه باشد (گارشه-ارنا و همکاران، 2001). احتمالاً نوترکيبي نقشي مهم در جدايي گونه‌هاي ويروسهاي گياهي به ويژه در برخي طبقه‌بندي‌ها دارد (پاديدم و همکاران، 1999؛ گويائر و داکري، 2001) اما نقش آن در تکامل گونه‌هاي ويروسي کمتر سنجيده ميشود (مورينو وهمکاران، 2003). آناليز ساختار ژنتيکي جمعيت‌هاي ويروسي در گياهان اطلاعاتي در دست مي‌دهد که به کمک آن مي‌توان به ثبات ژنتيکي بيشتر ويروسهاي آر.ان.دار، علي رغم پتانسيل تنوعي بالايشان پي برد. مقايسه اطلاعات توالي نوکلئوتيدي جدايههاي ويروسي از مناطق جغرافيايي متفاوت امکان تجزيه و تحليل ساختار ژنتيکي ويروسهاي گياهي را به دست مي‌دهد (آهشيما و همکاران، 2002؛ بيتسون و همکاران، 2002؛ آبيوبکار و همکاران، 2003).
گزارشات روي ساختار جمعيت‌هاي پوتيويروسها نشان مي‌دهد که آنها اغلب از نژادهاي مختلف ايجاد شده‌اند. روابط تکاملي نامتناجنس ميان جدايه‌ها بر اساس ناحيه ژنومي آنها، از بسياري از گونه‌هاي پوتيويروس گزارش شده است و با رويدادهاي نوترکيبي مي‌توان تکامل آنها را توضيح داد (ريويرس و همکاران، 1996؛ باسالم و همکاران، 2000؛ آهشيما و همکاران، 2002؛ موري و همکاران، 2002؛ آلگريا و همکاران، 2003).

2-5- تنوع ژنتيکي ويروس موزائيک هندوانه
اطلاعات توالي‌يابي WMV بيشتر محدود به بخش 3َ ژنوم تعدادي از نژادها مي‌باشد. به نظر مي‌رسد آناليزهاي محدود به پوشش پروتئيني يا مقايسات توالييابي بخش غيررمز کننده 3َ، نشان مي‌دهد که ويروس در ارتباط نزديک با ويروس موزائيک سويا است و مي‌تواند به عنوان يک نژاد SMV مطرح باشد (فرنکل و همکاران، 1989؛ شوکلا و همکاران، 1994؛ يو و همکاران، 1989)، حتي با اين وجود که جزئيات سرولوژيکي و بيولوژيکي اين ويروسها خيلي از هم متفاوت ميباشد. احتمالاً WMV از ميان يک حادثه اجدادي نوترکيبي بين گونه‌اي در ناحيه رمزي P1 ميان ويروس موزائيک معمولي لوبيا و ويروس موزائيک سويا، ظهور کرده باشد (دسبيز و لکوک، 2004).
در مورد WMV سه گروه اصلي جدايه روي بخشي از توالييابي مشخص شدهاند (دسبيز و همکاران، 2007)، اما اختلاف در درخت هاي فيلوژنتيکي ميان بخش 5َ و 3َ انتهايي ژنوم، بيان ميکند که بسياري از جدايههاي WMV واقعاً نوترکيب ميباشند (دسبيز و همکاران، 2007 و مورنو و همکاران، 2002). به عبارت ديگر براي درک بهتر تاريخچه تکاملي مولکولي WMV و تعيين دقيق رابطه فيلوژنتيکي بين نژادها، مطالعه رويداد نوترکيبي ميان جدايههاي طبيعي WMV و تشخيص دقيق بخشهاي کراس اوور قابل اهميت ميباشد (دسبيز و لکوک، 2008).
اولين گزارش از تنوع مولکولي WMV در ايران مربوط است به کار دسبيز و همکاران در سال 2007 که تنوع مولکولي 42 جدايه از نقاط مختلف دنيا از جمله ايران (8 جدايه) را بر اساس يک قطعه 218 نوکلئوتيدي از ناحيه َ5 ژن CP بررسي کردند. همراه با 54 جدايه WMV در دسترس در بانک ژن، 3 گروه مولکولي بدست آمد. به دنبال آن شريفي و همکاران (2008) 18 جدايه از مناطق مرکزي و جنوبي ايران بر اساس ژن CP را آناليز کردند. در سال 2008 جدايه ترادف کامل IR02-01 توسط دسبيز و لکوک تعيين گرديد. در سال 2009 شعيبي و همکاران شش جدايه ايراني را تعيين توالي کردند و ترادفهاي بدست آمده از ناحيه CP هر



قیمت: تومان


پاسخ دهید