پايان نامه کارشناسي ارشد
رشته تربيت بدني و علوم ورزشي گرايش رفتار حرکتي
عنوان
تأثير هيپنوتيزم و تمرين بدني بر اکتساب و يادداري مهارت يک خم کشتي
استاد راهنما
دکتر مهدي سهرابي
استاد مشاور
دکتر حميد رضا طاهري
نگارش
هومن شيدا خانقشلاقي
تابستان: 1393
بسمه تعالي
مشخصات رساله/پايان نامه تحصيلي دانشجويان
دانشگاه فردوسي مشهدعنوان رساله/پايان نامه: تاّثير هيپنوتيزم و تمرين بدني بر اکتساب و يادداري مهارت يک خم کشتينام نويسنده:هومن شيدا خانقشلاقي
نام استاد (ان) راهنما:آقاي دکتر مهدي سهرابي
نام استاد (ان) مشاور:آقاي دکتر حميد رضا طاهري
دانشكده?تربيت بدني و علوم ورزشي گرايش :رفتار حرکتيرشته ي تحصيلي : تربيت بدنيتاريخ تصويب: ?? تاريخ دفاع:? ?
مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد ????????????????دكتريتعداد صفحات: 82
چكيده رساله/پايان نامه : هدف از پژوهش حاضر بررسي تأثير هيپنوتيزم و تمرين بدني بر اکتساب و يادداري مهارت يک خم کشتي بود.روش اين تحقيق نيمه تجربي بود.نمونه آماري در اين تحقيق دانشجويان دانشگاه امام رضا بودند که در در نيمسال دوم 92-93 مشغول تحصيل بودند.از اين جامعه 45 دانشجو که قابليت تصويرسازي بالايي داشتند انتخاب و به طور تصادفي در سه گروه تجربي مورد آزمون قرار گرفتند.به گروه تجربي 1،در 7 جلسه 30 دقيقه اي القاء هيپنوتيزمي داده شدکه در زمينه تکنيک‌هاي ورزشي ،تمرکز،آرامش بيشتر و رفع خستگي داده شد.درگروه تجربي 2،در 7جلسه به مدت 30 دقيقه تمرين بدني داده شد که شامل مهارت يک خم کشتي بود.گروه تجربي 3،در 7 جلسه 30 دقيقه‌اي، 15 دقيقه هيپنوتيزم و 15 دقيقه تمرين بدني صورت گرفت.قابليت تصويرسازي اين آزمودني‌ها از طريق پرسشنامه????? همگن شد.در اين تحقيق از روش‌هاي آمار توصيفي و آمار استنباطي (آزمون ?همبسته ،تحليل واريانس با اندازه گيري مکرر وآزمون تعقيبي توکي)براي تحليل داده ها استفاده شد.تجزيه و تحليل دادها نشان دادند در مرحله اکتساب تفاوت معني داري وجود دارد و روش تمرين ترکيبي از ساير روش ها برتر بوده و روش تمرين بدني نيز از روش هيپنوتيزم در اکتساب مهارت يک خم برتري داشت ولي اين تفاوت در آزمون يادداري مشاهده نشد و در اين مرحله بين گروه هاي تمرين بدني و هيپنوتيزم تفاوت معني داري مشاهده نشد ولي مشخص شد که تمرين ترکيبي هيپنوتيزم و بدني منجر به کسب نتيجه بهتر و يادگيري بهتر مهارت يک خم شده است.کليد وازه:
1.يادداري
2.اکتساب
3.هيپنوتيزم
4.تمرين بدني
5. امضاي استاد راهنما:
تاريخ:
استادان دلسوز و فرهيخته
جناب آقاي دکتر مهدي سهرابي و دکتر حميد رضا طاهري
که با شمع وجودتان روشني بخش راه زندگي بوديد و راه علم را با راهنمايي‌هاي کار ساز و سازنده براي من هموار نموديد
تقدير و تشکر دارم.
فهرست مطالب
عنوانصفحهفصل اول :مقدمهبيان مسئله3ضرورت و اهميت تحقيق6اهداف تحقيق7اهداف ويژه7فرضيه‌هاي تحقيق8ملاحضات تحقيق8تعاريف مفهومي و عملياتي9فصل دوم : ادبيات و پيشينه تحقيقتعريف يادگيري حرکتي11تعريف هيپنوتيزم13تاريخچه هيپنوتيزم15هيپنوتيزم در ايران در قرن اخير20تفاوت هيپنوتيزم و مانيه تيزم21نظريه‌هاي هيپنوتيزم22نظريه‌هاي فيزيولوژيک22نظريه‌هاي روانشناختي27مؤلفه‌هاي هيپنوتيزم29انواع هيپنوتيزم29فازهاي مختلف هيپنوتيزم30مراحل دستيابي به خلسه هيپنوتيزمي31ارتباط تلقين و يادگيري33هيپنوتيزم به عنوان مهار مغزي34محدود?سني براي انجام هيپنوتيزم درماني35ممنوعيت هيپنوتيزم35هيپنوتيزم پذيري افراد37روش‌هاي مختلف هيپنوتيزم کردن38کاربرد هيپنوتيزم در ورزش41تصوير سازي هيپنوتيزمي48عنوانصفحهجمع بندي کلي48فصل سوم : روش تحقيقجامعه آماري52جامعه آماري و نمونه آماري52متغيرهاي تحقيق53ابزار مورد استفاده53روش اجرا53محدوديت‌هاي پژوهش54روش آماري54فصل چهارم : يافته هاي تحقيقتوصيف اطلاعات57بررسي توصيفي دادها57تجزيه و تحليل اطلاعات57آزمون فرضيه‌هاي تحقيق60فصل پنجم : بحث و نتيجه گيريخلاصه تحقيق71نتايج تحقيق71بحث و بررسي نتايج72پيشنهادات براي تحقيقات آينده75پيشنهادات کاربردي75منابع77
فهرست جداول
عنوانصفحهجدول (4-1)مربوط به توانايي تصوير سازي شرکت کنندگان57جدول (4-2)آماره‌هاي توصيفي متغيير وابسته در مراحل مختلف58جداول(4-3)مربوط به آزمون کلموگروف اسميرنف59جدول(4-4)آزمون t همبسته وابسته اجراي مهارت يک خم کشتي در گروه هيپنوتيزم60جدول(4-5)آزمون t همبسته وابسته اجراي مهارت يک خم کشتي در گروه تمرين بدني61جدول(4-6)آزمونt همبسته وابسته اجراي مهارت يک خم کشتي در گروه هيپنوتيزم و تمرين بدني62جدول(4-7)آزمون t همبسته وابسته يادگيري مهارت يک خم کشتي در گروه هيپنوتيزم63جدول(4-8)آزمون t همبسته وابسته به يادگيري مهارت يک خم کشتي در گروه تمرين بدني64جدول(10-4)آزمون t همبسته وابسته به يادگيري مهارت يک خم کشتي در گروه تمرين بدني و هيپنوتيزم65جدول (11-4) نتايج ازمون تحليل واريانس عاملي در مرحله اکتساب مهارت يک خم کشتي66جدول 12-4 نتايج آزمون تعقيبي توکي در مقايسه تغييرات گروه ها بين پيش آزمون و اکتساب مهارت يک خم کشتي67جدول (13-4) نتايج ازمون تحليل واريانس عاملي در مرحله يادداري68جدول (14-4) نتايج آزمون توکي در مقايسه تغييرات بين گروه ها بين گيش آزمون ئ يادداري مهارت يک خم کشتي69
فهرست نمودارها
عنوانصفحهنمودار(4-1)مقايسه پيش آزمون و اکتساب مهارت يک خم کشتي در گروه هيپنوتيزم60نمودار(4-2)مقايسه پيش آزمون و اکتساب مهارت يک خم کشتي گروه تمرين بدني61نمودار(4-3)مقايسه پيش آزمون و اکتساب مهارت يک خم کشتي گروه هيپنوتيزم و تمرين بدني62نمودار (4-4)مقايسه پيش آزمون و يادداري مهارت يک خم کشتي گروه هيپنوتيزم63نمودار (4-5)مقايسه پيش آزمون و يادداري مهارت يک خم کشتي گروه تمرين بدني64نمودار (4-6)مقايسه پيش آزمون و يادداري مهارت يک خم کشتي گروه تمرين بدني و هيپنوتيزم65
فصل اول
طرح تحقيق
مقدمه:
يکي از زمينه‌هاي علوم ورزشي که در سال‌هاي اخير موجب ارتقاي کيفيت عملکرد ورزشکاران و ثبت رکوردهاي بهتر و برتري آن‌ها در رقابت‌ها شده است علم روانشناسي ورزشي است.روانشناسي ورزش به عنوان يکي از شاخه‌هاي علوم تربيت بدني و ورزشي سعي دارد به سؤالات مربوط به رفتار بشر در حوزه ورزش پاسخ دهد.
براي بهبود در اجراي مهارت‌هاي ورزشي و در نهايت موفقيت ورزشي که هدف تمام مربيان و معلمان ورزشي و ورزشکاران است،علاوه بر جنبه‌هاي جسماني و اصول بيومکانيکي،عوامل رواني نيز وجود دارند وبايستي مورد توجه قرار گيرند.روانشناسي ورزش از يافته‌هاي روانشناسي براي مطالعه رفتار حرکتي استفاده مي‌کند و به يادگيري حرکتي و اجرا توجه دارد و عوامل روانشناختي مؤثر بر يادگيري،اجرا و مهارت‌هاي حرکتي را بررسي مي‌کند
روانشناسان براي بهبود کنترل عوامل رواني مؤثر بر يادگيري و اجراي مهارت ورزشي در تمرين و مسابقه از فنون مختلفي استفاده مي‌کنند. آن‌ها با توجه به شرايط از محرک‌ها و آرام بخش‌هاي رواني مختلفي استفاده مي‌کنند. مربيان در تمام سطوح ار روش‌هاي روانشناختي مانند کنترل هيجان،تصويرسازي ذهني،هدف چيني،بازداري تفکر،تمرکز و افزايش اعتماد به نفس کمک مي‌گيرند تا ورزشکاران را در اجراي بهتر ياري نمايند.
روشي که به تازگي مورد توجه محققين روانشناس ورزشي قرار گرفته است،مطالعه اثرات هيپنوتيزم1 بر عملکرد و يادگيري ورزشکاران مي‌باشد استفاده کاربردي از هيپنوتيزم به مرور زمان جايگاه خويش را در تمرينات و صحنه رقابت‌هاي ورزشي پيدا کرده است.وقتي ورزشکار در حالت هيپنوتيزمي قرار دارد،افزايش تمرکز،به وجود آمدن حالت جذبه و خلسه،انفکاک و کاهش آگاهي از محيط و همچنين داشتن تلقين پذيري براي وي ايجاد مي‌شود.چنانچه ورزشکار در اين حالت به درستي هدايت شود، مي‌تواند افزايش بهبود عملکرد را تجربه نمايد.
در حال حاضر نيز با آنکه تحقيقات متعدد و مختلفي توسط دانشمندان بسياري از جمله روان پزشکان يا روانشناسان و فيزيولوژيست‌ها انجام شده و سعي بر روشن سازي ماهيت هيپنوتيزم داشته‌اند، ليکن هنوز برداشت ذهني مردم و حتي بسياري از دانشجويان و دانش آموختگان نسبت به هيپنوتيزم يک برداشت غير عملي است،و با وجود آنکه محققان تا کنون به سؤالات زيادي پاسخ داده‌اند ،اما ابهامات و تناقضاتي نيز وجود دارد که انجام تحقيقات بيشتر را در اين خصوص ضروري مي‌سازد.
بيان مسئله:
روانشناسان ورزشي اساساَ بر اين باورند که براي ايجاد و حفظ عملکردهاي مطلوب ورزشي به مهارت‌هاي ذهني نياز است(هاردي و نلسون2 1989).روانشناسان براي کنترل و بهبود عوامل رواني مؤثر بر يادگيري و اجراي مهارت ورزشي در تمرين و مسابقه از روش هاي مختلفي استفاده مي‌کنند.يکي از اين تکنيک‌ها که مي‌تواند آرام بخش‌ رواني باشد،هيپنوتيزم است. آن‌ها معتقد هستند که به کمک هيپنوتيزم مي‌توان رفتار انسان را به شکلي عملي و کنترل شده مورد مطالعه قرار داد(پوهارت و تاد3).بر اساس کتاب روانشناسي کاپلان و سادوک هيپنوتيزم يک روش درماني است که با تغيير حالت هوشياري و استفاده از سه مولفه تمرکز،انفکاک و کاهش آگاهي محيطي،مخاطب را در شرايطي قرار مي‌دهد که مي‌توان فرايند درمان هيپنوتيزم را در مورد بيمار به کار برد(سهرابي 1388).هيپنوتيزم نيز مانند تصويرسازي ذهني يک فرايند رفتاري شناختي است ،که داري عملکرد ادراکي(مربوط به شناخت) و انگيزشي(مربوط به انگيزش) هستند.در احساس شناخت هيپنوتيزم براي طرز فکر ورزشکاران در مورد خودشان،طرز عملکردشان و يادگيري مهارت‌هاي جديد مورد استفاده قرار گرفته و در احساس انگيزش،هيپنوتيزم براي کنترل هيجانات،کاهش اضطراب،افزايش و يا کاهش برانگيختگي،افزايش تلاش مورد استفاده قرار گرفته است.
روان شناسان، به‌تدريج به اين تصور که هيپنوتيزم، انسان را به موجودات عجيب، منفعل و سلطه پذيري تبديل مي‌کند را کنار مي‌گذارند و اين باور را جايگزين مي‌کنند که براي ايجاد رفتار و واکنش‌هاي طبيعي، بايد به هيپنوتيزم متوسل شد. آن‌ها، به تدريج متقاعد مي‌شوند که به کمک هيپنوتيزم مي‌توان رفتار انسان را به شکل عملي و کنترل شده مورد مطالعه قرار داد (پوهارت و تاد 4).
تغييراتي که در سيستم فيزيولوژي بدن ما در اثر هيپنوتيزم رخ مي‌دهد تأثيراتي همه جانبه است . تغيير، در عضلات ارادي و غيرارادي، اعضاء و غدد ، حواس پنج گانه و تغييراتي در ناحيه مغز مانند جريان خون ناحيه اي مغز ، قشر مغز و امواج مغزي مي‌باشد که علاوه بر افراد عادي در ورزشکاران نيز مشاهده مي‌شودوتغييرات ايجاد شده در بهبود عملکرد ورزشي آنان مؤثر بوده است (ويليامسون5 وهمکاران،2002).
روانشناسان معتقدند که تصويرسازي و آرام سازي هنگامي که با يکديگر ترکيب شوند اثرات مطلوب‌تري بر عملکرد خواهند داشت.حال به منظور افزايش کارايي و عملکرد ورزشکاران،استفاده از خلسه هيپنوتيزمي که زمان و تمرکز بيشتري را در اختيار فرد مي‌گذارد تا تمام حرکات و مسابقه را در ذهن خود بياورد مي‌تواند مؤثر باشد.
علاقه به‌تأثيرهيپنوتيزم بر عملکرد ورزشي از سال 1889 آغاز گرديد .مول (1985) ادعا کرد که آزمودني‌هاي که تحت تأثير هيپنوتيزم قرار مي‌گيرند از چنان قدرت عضلاني بر خوردار خواهند شد که در شرايط عادي امکان‌پذير نخواهد بود. هوارد 6و ريردون در سال 1986 به بررسي اثر هيپنوتيزم بر خود انگاره و کاهش اضطراب، رشد ، عضلاني و عملکرد عصبي عضلاني پرداختند و دريافتند که هيپنوتيزم باعث افزايش عملکرد افراد مي‌شود. اگر چه هيپنوتيزم توسط روانشناسان ورزش مورد استفاده قرار گرفته است؛ اما فقط بررسي تجربي محدودي در زمينه‌ي تأثير هيپنوتيزم بر روي عملکرد ورزشي ، حرکتي و جسماني انجام شده است. (تيلور وهمکاران7 1993). ميرز8 وهمکاران( 1996) نشان دادند که طرح‌هاي شناختي رفتاري مانند هيپنوتيزم در بهبود عملکرد ورزشکاران تأثير دارد. توانايي، در ايجاد تغييرات گسترده و عميق در عملکرد ورزشي در ورزش ژيمناستيک که مستلزم کاربرد مهارت‌هاي پيچيده است قابليت هيپنوتيزم را هر چه بيشتر نمايش مي‌دهد. تصويرسازي در حالت هيپنوتيزم توانست سرعت يادگيري فنون متعدد و پيچيده، اجراي آن‌ها و همچنين قابليت انعطاف را بيشتر نمايد تا ورزشکار نيروي خود را متمرکز نمايد (ليگت9 و هامادا10 ،1993).
تيلور و گرسن11(1992) هيپنوتيزم آميخته با تصويرسازي ذهني را در ارتقاي عملکرد تنيس مؤثرتر از تصويرسازي ذهني به تنهايي. دانسته‌اند. يافته‌هاي آن‌ها نشان داده است که تصويرسازي ذهني آميخته با القاي هيپنوتيزمي پيشرفت چشمگيري را در قابليت انجام تکنيک وعملکرد به همراه داشت. همچنين نشان داده شده است که هيپنوتيزم بر امتيازات به دست آمده بازيکنان فوتسال در آزمون شوت به دروازه تاثير دارد و گروه آزمايشي بر اثر مداخله ي هيپنوتيزم،امتيازات مثبت بيشتري در آزمون شوت به دروازه به دست آورده است(حيدري و همکاران1388).سهرابي و همکاران(1386) مطالعه موردي بر روي يک شمشيرباز حرفه‌اي انجام دادند وبه اين نتيجه رسيدند که هيپنوتيزم باعث بالا رفتن اعتماد به نفس مي‌شود و در نتيجه در بهبود عملکرد ورزشکار تأثيرگذار است.
واسکوز12(2005)نشان داد که گروه مداخله هيپنوتيزمي به طور قابل توجهي امتيازات بهتري از گروهي که هيپنوتيزم دريافت نکردند، در امتيازات دريبل زدن،دفاع کردن و پرش سه گام در پايان جلسات به دست آوردند.
ادوارز13 و همکاران(1986)نشان دادند که هيپنوتيزم در مورد عملکرد افراد با تعقيب سنج گردان تأثيري ندارد و همچنين تيموري و همکاران(1390)به اين نتيجه رسيدند که تصويرسازي هيپنوتيزمي تأثيري بر يادداري مهارت پرتاب آزاد بسکتبال ندارد.
بنابراين با کمي تأمل در مطالعات هيپنوتيزم در ورزش،مشخص مي‌شود که بيشتر محققين اين حوزه به بررسي اثرات هيپنوتيزم بر عملکرد انجام شده و بااين وجود باز هم تناقضاتي در زمينه تاثير هيپنوتيزم بر عملکرد مشاهده ميشود از طرفي کمتر به تاثير هيپنوتيزم بر يادگيري پرداخته شده و کمتر مورد توجه قرار گرفته است بررسي دقيق تر تأثير هيپنوتيزم بر يادگيري و بهبود اجراي ياد گيرنده‌ها گام مؤثري در جهت کاربردي کردن اين مهارت رواني و رواج آن در همه محيط‌هاي ورزشي خواهد از اين رو محقق سعي بر اين دارد که آيا هيپنوتيزم براکتساب و يادداري مهارت يک خم کشتي تأثير دارد؟
ضرورت و اهميت تحقيق:
از زماني که هيپنوتيزم به عنوان يک مهارت رواني مورد توجه روانشناسان ورزشي قرار گرفته است.تحقيقاتي براي شناخت اين پديده صورت گرفته است تا به سؤالات بسياري در اين زمينه وجود دارد پاسخ دهند. چگونگي،چرايي،زمان و مکان استفاده از هيپنوتيزم،عوامل مؤثر بر آن و تأثيرات انواع هيپنوتيزم از جمله مواردي است که محققان را به خود مشغول کرده است اين پديده پيچيدگي‌هاي خود را داردو ابهامات زيادي پابرجاست . پاسخ به اين نوع سؤالات به طور دقيق مي‌تواند براي ورزشکاران حرفه‌اي و مبتدي در رشته‌هاي مختلف مي‌تواند سودمند باشد.
با توجه به اينکه در سطوح بالاي رقابتي، آمادگي بيشتر ورزشکاران از سطح مطلوبي برخوردار مي‌باشد،شايد يکي از عوامل برتري فرد و يا تيم‌ها نسبت به يکديگر استفاده از مهارت‌هاي رواني حين مسابقه ميباشد. هيپنوتيزم يکي از تکنيک‌هاي رواني است که شايد بتواند براي ورزشکاران مفيد باشد.
اين نوع تمرينات نياز به فضا و امکانات زياد ندارد و در هر زمان و مکاني توسط خود ورزشکار و مربيان قابل اجراست. همچنين ورزشکار مي‌تواند در اوقات فراغت،زماني که روي تخت خواب دراز کشيده است و غيره …از اين نوع تمرينات استفاده کند. هيپنوتيزم شايد بتواند براي اعتماد به نفس ورزشکاران و همچنين کساني که آسيب ديده‌اند براي بازگشت سريع‌تر آن‌ها به ميادين ورزشي مفيد واقع شود.
هيپنوتيزم ميتواند به ورزشکاران و مربيان در يادگيري کمک کند و همچنين شايد بتواند عملکرد ورزشکاران را بهبود بخشد.
اهداف تحقيق:
هدف کلي
هدف کلي: بررسي تأثير هيپنوتيزم بر اکتساب و يادداري مهارت يک خم کشتي
اهداف ويژه
1 . بررسي تأثيرهيپنوتيزم بر اکتساب مهارت يک خم کشتي
2. بررسي ، تأثيرتمرين بدني بر اکتساب مهارت يک خم کشتي
3. بررسي ، تأثير هيپنوتيزم و تمرين بدني بر اکتساب مهارت يک خم کشتي
4. بررسي ، تأثيرهيپنوتيزم بر يادداري مهارت يک خم کشتي
5. بررسي تأثير تمرين بدني بر يادداري مهارت يک خم کشتي
6.بررسي، تأثيرتمرين بدني و هيپنوتيزم بر يادداري مهارت يک خم کشتي
7. مقايس?، تأثير هيپنوتيزم ، تمرين بدني و ترکيبي بر اکتساب مهارت يک خم کشتي
8. .مقايس? ، تأثير تمرين بدني ، هيپنوتيزم و ترکيبي بر يادداري مهارت يک خم کشتي
فرضيه‌هاي تحقيق:
1.هيپنوتيزم بر اکتساب مهارت يک خم کشتي تأثير دارد.
2. تمرين بدني بر اکتساب مهارت يک خم کشتي تأثير دارد.
3. هيپنوتيزم و تمرين بدني بر اکتساب مهارت يک خم کشتي تأثير دارد.
4. هيپنوتيزم بر يادداري مهارت يک خم کشتي تأثيردارد.
5. تمرين بدني بر يادداري مهارت يک خم کشتي تأثيردارد.
6. هيپنوتيزم و تمرين بدني بر يادداري مهارت يک خم کشتي تأثير دارد.
7.. . بين تأثير.هيپنوتيزم، تمرين بدني و ترکيبي بر اکتساب مهارت يک خم کشتي تفاوت وجود دارد.
8. بين تأثير هيپنوتيزم. ، تمرين بدني و ترکيبي بر بر يادداري مهارت يک خم کشتي تفاوت وجود دارد.
ملاحضات اخلاقي:
1.اين تحقيق چه از لحاظ مداخله و چه از روش اندازه‌گيري از نوع مداخلات غير تهاجمي مي‌باشد.
2. در روند اجراي آزمون، هيچگونه اختلالي براي آزمودني‌ها به وجود نمي‌آيد.
3. کليه آزمودني‌ها در صورت تمايل مختارند که هر زمان اراده کنند ، از ادامه آزمون انصراف داده و از تحقيق خارج شوند.
4. کليه اطلاعات شخصي شرکت کنندگان،به صورت امانت نزد محقق به امانت باقي خواهد ماند.
تعاريف عملياتي و نظري:
هيپنوتيزم:هيپنوتيزم يک روش درماني است که با تغيير حالت هوشياري و استفاده از سه مؤلفه تمرکز،انفکاک و کاهش آمادگي محيطي،مخاطب را در شرايطي قرار مي‌دهد که مي‌توان فرايند درمان هيپنوتيزم را در مورد بيمار به کار برد.
هيپنوتيزم ورزشي:عبارت است از “روشي که طي آن مربيان،روانشناسان ورزش و يا پژوهشگران به ورزشکارن يا آزمودني‌ها تلقين مي‌کند تا آن‌ها تغيير در احساس،ادراک،تفکر و رفتار خود را تجربه نمايند”.
تعريف عملياتي هيپنوتيزم ورزشي:در اين تحقيق هيپنوتيزم ورزشي آزمودنيها تحت خلسه هيپنوتيزمي قرار ميگيرند در گروه اول 7 جلسه 30 دقيقهاي تحت تاثير هيپنوتيزم قرار ميگيرند و در گروه دريگر 7 جلسه که شامل 15 هيپنوتيزم و 15 دقيقه تمرين بدني قرار ميگيرند.هيپنوتيزم شامل القاي مهارت يک خم کشتي است
تعريف عملياتي تمرين بدني: مهارت يک خم کشتي است که گروه تمرين بدني 30 دقيقه و گروه ترکيبي 15 دقيقه انجام خواهند داد.
يادگيري: تغييرات نسبتاً پايدار در رفتار يک شخص که در نتيجه تمرين و تجربه حاصل مي‌شود(مگيل،2001)
تعريف عملياتي يادگيري: اين تحقيق منظور از يادداري، پايداري در عملکرد آزمودني‌هاست که پس از 48 ساعت از مرحله اکتساب توسط آزمون استاندارد مهارت يک خم کشتي با ميان کوب گارد موافق اندازه‌گيري مي‌شود.
اجرا: رفتار حرکتي نمايش داده شده در يک تکليف که قابل اندازه‌گيري باشد.
تعريف عملياتي اجرا:فرا گرفتن مهارت آموزش داده شده توسط مربي(مهارت يک خم کشتي) بعد از پايان جلسات توسط آزمون استاندارد مهارت يک خم کشتي اندازه گيري مي‌شود.

فصل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق
روانشناسي ورزشي و تمرين شاخه‌اي از علوم ورزشي و تمرينات است که به مطالعه علمي رفتار بشر در تمرين و ورزش پرداخته و سعي در کاربردي کردن اين دانش روان شناسي در زمينه‌هاي تمرين و ورزش دارد(گيل دايان14 2001).
روانشناسي ورزش و تمرين نيز مشابه ساير رشته‌ها مي‌تواند براي حرکات مهارتي متنوع ، فعاليت‌هاي بدني ، وطرح‌هاي تمريني با جهت گيري سلامتي، مانند آموزش جسماني سنتي و ورزش‌هاي رقابتي به کار گرفته شود. اين رشته با اضافه شدن جنبه روانشناسي اجتماعي به يادگيري حرکتي پا به عرصه وجود گذاشت و تمامي جنبه‌هاي روانشناسي را در برمي‌گيرد ؛ همچنين اين رشته بر حوزه‌هاي فرعي معيني از روانشناسي ، به خصوص روانشناسي شخصيت و روانشناسي اجتماعي تأکيد دارد.کوليمن گريفث(1918)اولين شخصي بود که اقدام به پژوهش و کار سيستماتيک در حوزه روانشناسي ورزش کرد؛ او بر مهارت‌هاي رواني ـ حرکتي ، يادگيري و شخصيت توجه داشت .وي روي مقياس‌ها و شيوه‌هاي پژوهش در آزمايشگاه کار کرد و آن را به خارج از آزمايشگاه گسترش داد. از زماني که روانشناسان ورزش در محيط‌هاي ورزشي شروع به بررسي تجربي نمودند سعي مي‌کردند عوامل رواني را که بر اجراي مهارت‌هاي ورزشي اثر گذار است، شناسايي و تا آنجا که مي‌توانند آن‌ها را کنترل نمايند (گيل دايان 1383). روانشناسان براي کنترل و بهبود عوامل رواني مؤثر بر اجراي مهارت ورزشي در تمرين و مسابقه از تکنيک‌هاي مختلفي استفاده مي‌کنند . آن‌ها سعي مي‌کنند مهارت‌ها و تکنيک‌هاي رواني مختلف را به ورزشکاران و مربيان معرفي و آن‌ها را به تشويق به استفاده از اين مهارت‌ها نمايند . مهارت رواني در ورزش را مي‌توان به دو بخش تقسيم کرد: الف)محرک‌هاي رواني ب)آرام بخش‌هاي رواني
روانشناسان براي کنترل و بهبود عوامل رواني مؤثر بر اجراي مهارت ورزشي در تمرين و مسابقه از تکنيک‌هاي مختلفي استفاده مي‌کنند . آن‌ها سعي مي‌کنند مهارت‌ها و تکنيک‌هاي رواني مختلف را به ورزشکاران و مربيان معرفي و آن‌ها را به تشويق به استفاده از اين مهارت‌ها نمايند . مهارت‌هاي رواني در ورزش را مي‌توان به دو بخش تقسيم کرد: الف)محرک‌هاي رواني ب)آرام بخش‌هاي رواني
محرک‌هاي رواني زماني کاربرد دارد که ورزشکار انگيزه کافي براي اجرا نداشته باشد . زمان‌هاي زيادي براي ورزشکاران پيش مي‌آيد که تمايلي به انجام تمرين و يا مسابقه ندارند. در چنين مواقعي نقش محرک‌هاي رواني ارزشمند خواهد بود. مربيان مهارت‌هاي ذهني در اين مواقع از انواع محرک‌هاي رواني مثل: تصويرسازي ذهني، تعيين هدف، تمرين و توجه، کنترل فکر، هيپنوتيزم ورزشي و غيره استفاده مي‌کنند. زماني هم براي ورزشکار پيش مي‌آيدکه بيش از حد برانگيخته مي‌شود. مضطرب و نا آرام است ، دلشوره دارد و بي‌جهت مي‌ترسد. در چنين مواقعي آرام بخش‌هاي رواني کار ساز خواهد بود. مربي ممکن است براي غلبه بر اين مشکلات که عملکرد ورزشکار را به شدت مختل کرده است از مهارت‌هاي همچون : تنفس عميق، آرامش تدريجي عضلاني، تصويرسازي آرامش ،مراقبه، تمرين خودزا و غيره استفاده نمايد (سهرابي و فتحي 1388).
روانشناسان ورزشي نظير ليگت15 معتقد هستند که استفاده از هيپنوتيزم ورزشي، مهارت ورزشي، تمرکز و تحمل ورزشکار را افزايش خواهد داد و از صدمات جلوگيري مي‌نمايد، و بهبود سريع‌تر وي پس از آسيب‌هاي ورزشي کمک مي‌کند (ليگت 2000)
الف:مباني نظري
تعريف هيپنوتيزم
اولين شخصي که لغت هيپنوتيزم استفاده کرد دکتر جيمز بريد (1792-1860) بود. وي که پزشکي انگليسي و متخصص در زمينه چشم پزشکي بود به طوراتفاقي متوجه شد که خيره شدن به نقطه اي نوراني مي‌تواند شخص را به حالت جذبه و خلسه ببرد. او براي توصيف اين حالت از لغت هيپنوتيزم که مشتقي از يک کلمه لاتين به معناي خواب است استفاده کرد واگرچه بعد از مدتي متوجه شد که اين حالت خلسه شباهتي به خواب ندارد، به دليل مقبوليت و عموميت پيدا کردن اين لغت از تغيير آن صرف نظر کرد. او همچنين متوجه شد که تلقين‌هاي لفظي حين خيره شدن به نقطه نوراني مقاومت بيمار را از بين برده و او را سريع‌تر به هيپنوز مي‌برد.
جيمز بريد سازندة کلمه هيپنوتيزم در سال 1842 مي‌نويسد: خواب مصنوعي16 ترکيبي از مکانيسم‌هاي فيزيولوژي و روان شناختي است که پيوند نزديکي با سيستم‌هاي عصبي دارد، اين حالت را نيروي تلقين ونقش تمرکز ذهني شديد به وجود مي‌آورد (فراشاه 1385).
ميلتون و اريکسون17 در سال 1959، هيپنوتيزم را فرايند خواب‌آوراهايي مي‌داند که در آن دوره بي قيد و بند، فرديت مي‌تواند شکوفا گردد. به اعتقاد اريکسون هيپنوتيزم جزئي از زندگي است. هيپنوتيزم افزايش تلقين پذيري در برابر تلقين است وي همچنين هيپنوتيزم را حالتي از افزايش تمرکز وپاسخ تقويت شده نسبت به يک يه چند فکر مي‌داند.
مارمر18 (1959) معتقد است که هيپنوتيزم تغيير آگاهي بر مبناي چهار پايه‌اي رواني_فيزيولوژي است. اين چهار پايه عبارت است ازتلقين پذيري، يک سو شدن آگاهي، تضعيف انتخاب و محدوديت توجه (فراشاه 1385).
کارلو ماچزي 19 در سال 1960 ابراز عقيده کرد و گفت:”هيپنوتيزم بر خلاف تصور عموم، خواب نيست، بلکه عبارت است‌ازتمرکزفکري است که همواره با ازدياد ادراک خارق‌العاده حواس مربوط به دنياي ناخودآگاهي است، پس مکانيسم هيپنوتيزم نيز مربوط به سازمان ناخودآگاهي است و خواب يکي از حالاتي است شبيه حالات ديگر که در حال تمرکز يا همان هيپنوتيزم به فرد تلقين مي‌شود (کابوک 1353).
بر اساس کتب اصلي روانپزشکي (کاپلان و سادوک) هيپنوتيزم يک روش روان درماني است که با تغيير حالت هوشياري و استفاده از سه مؤلفه تمرکز (جذبه)، انفکاک و تلقين‌پذيري مخاطب را در شرايطي قرار مي‌دهد که مي‌توان فرآيند درمان هيپنوتيزمي را در مورد او به کار گرفت. در اين حالت خاص هوشياري، جملات درمانگر (تلقينات) در ذهن تحت آگاه و ناخودآگاه سوژه نفوذ کرده و در اعماق ذهن وي ثبت مي‌شود. همين ويژگي، تأثير شگرف و پايداري درمان هيپنوتيزمي (هيپنوتراپي) مي‌گردد (سهرابي 1389).
ميرز20 در سال 1961 هيپنوتيزم را چنين تعريف مي‌نمايد: هيپنوتيزم يک بازگشت پايه‌اي به اعمال اوليه مغز است. مارتين اورن در سال 1972 مي‌گويد: هيپنوتيزم حالتي است که ذر آن شخص قادر است به تلقين‌هاي مناسب از راه تغيير ادراک، حافظه يا خلق، واکنش نشان مي‌دهد، به اعتقاد وي ادراک ياحافظه فرد تحت تأثير تلقين‌هاي مناسب مي‌توانند تغيير يابند.
آنچه از تعاريف فوق بر مي‌آيد اين است که هيپنوتيزم يک حالت هوشياري تغيير شکل يافته است که در آن سوژه در هوشياري کامل همانند بيداري قرار دارد و نه خواب که اراده‌اي بر اعمال خود ندارند، بلکه در حالتي بين اين دو قرار دارد، يعني ضمن اين که در يک وضعيت شبه خواب قرار دارد ولي از طريق تلقين هيپنوتيزم کننده قادر است به تلقينات او عمل نمايد. در واقع هيپنوتيزم شونده از نظر امواج مغزي، امواج آلفا را نشان مي‌دهد که ريتم غالب امواج مغزي در حال استراحت با چشمان بسته مي‌باشد. در اين خصوص پتس21 (2002) طيتحقيقي که بر روي ورزشکاران در رشته بدمينتون انجام داد آنها را تحت تاثير هيپنوتيزم قرار داد و دريافت که هيپنوتيزم باعث افزايش امواج مغزي افراد مي شود ، که طول زمان مطالعه، ورزشکاران آرامش بيشتر و آسودگي، مصم‌بودن، خشنودي و شادي، توجه و تمرکز بيشتري را تجربه کردند.
تاريخچه هيپنوتيزم
شواهد و مدارک از جمله سنگ نبشته‌هاي فراوان و سفالين و پاپيروس‌هاي باقي مانده از سه هزار سال پيش و نقاشي‌هاي روي ديوار غارها از زمان آشوري‌ها و مصري‌هاي باستان، دلالت بر استفاده از هيپنوتيزم درماني توسط بشر دارد. از جمله نقاشي‌هايي که در آن‌ها اشعه‌ها و امواجي از نوک انگشتان و چشمان هيپنوتيزم کننده به طرف بيمار ساطع شده پزشکان و درمان گران در حال جا انداختن استخوان، کشيدن دندان و کارهاي درماني ديگر ديده مي‌شوند نيز دلالت بر استفاده هيپنوتيزم درماني بشر دارد.
مراسم تشريفاتي شمن ها، استفاده از مار در مراسم مذهبي يهوديان يا استفاده از معابد خواب در يونان باستان و مصر مي‌تواند نمود ديگري از استفاده از هيپنوتيزم در اعصار گذشته باشد. يونانيان براي درمان به معبد “سوفرسن22” الهه اي يوناني رفته و به وسيله او به خواب شفابخش مي‌رفتند و همچنين به سخنراني‌هاي اميدبخش کاهن معبد گوش داده و سرود “بعد از اين با شادي” را مي‌خواندند. به همين دليل بسياري از پزشکان کشورهاي اسپانيايي زبان از جمله کشورهاي آمريکاي جنوبي از لغت “سوفرولوژي” به جاي هيپنوز استفاده مي‌کنند. بر اساس تحقيقات يکي از متخصصان اعصاب و روان در شهر بارسلون، قسمت “SOS” به معني آرامش و “Phren” به معني ذهن و “Ology” به معني علم يا مطالعه يک موضوع و در کل لغت سوفرولوژي به معناي ” علم آرامش ذهن و روان ” است.
ردپاي هيپنوتيزم را در مراسم جادوگري، رقص‌هاي خاص بوميان آفريقايي، مراسم آييني سرخپوستان آمريكا، روش‌هاي خاص شفابخشي مؤبدان زرتشتي ايران در 3000 سال قبل، آيينهاي مذهبي و …… به وضوح مي‌توان مشاهده نمود. مصري‌ها، ايرانيان و هندي‌ها اقوام پيشرو در استفاده‌ي علمي از اين علم بوده و با توجه به قدمت تاريخ تمدن و سابقه‌ي درخشان علم و وجود متفكران تيزهوشي كه نامشان در تاريخ جاودانه شده، اين اعتقاد تاريخي دور از ذهن نمي‌باشد. براي مثال مي‌توان از ماني نام برد. ماني آن‌چنان مهارتي در هيپنوتيزم داشت كه يكي از خوابگرهاي آمريكايي، ماني را بزرگ‌ترين هيپنوتيزوري مي‌داند كه تاريخ به خود ديده است. بسياري از كراماتي كه از ماني نقل مي‌کنند، شباهتي عجيب با تكنيك‌ها و پديده‌هاي هيپنوتيزمي دارد كه امروزه هم مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
به‌درستي معلوم نيست اولين استفاده کنندگان هيپنوتيزم چه کساني بودند ولي همان‌طور که امروزه در سيرک‌ها و نمايش‌ها شعبده‌بازان از تکنيک‌ها وروش‌هاي هيپنوتيزمي جهت سرگرمي و به حيرت در آوردن تماشاگران استفاده مي‌کنند، جادوگران‌کهن نيز با علم به قابليت‌ها و تکنيک‌هاي هيپنوتيزم، از آن جهت رسيدن به اهداف خود استفاده مي‌کرده‌اند. در ايران تحت نام‌هاي جذبه، آرامش، خلسه، مشاهده ، شوق، اشراق و غيره از حالات و پديده‌هاي هيپنوتيزمي استفاده مي‌شده است. امروز نيز استفاده از آن بين دراويش رايج است. ابوعلي سينا با علم هيپنوتيزم و خود هيپنوتيزم آشنايي کامل داشته و در تشخيص و درمان بيماري‌هاي عاطفي از آن استفاده مي‌کرده است. درمان شهريار، پسر حاکم گرگان نشانه‌اي از استفادة هينوتيزم توسط ابن سينا دريافتن علت‌ بيماري است و با استفاده از موسيقي و آواز موزون و خوش، شهريار را چند جلسه درمان مي‌نمايد و موجب شگفتي پزشکان آن زمان مي‌گردد. فارابي دانشمند ديگر ايراني روزي وارد مجلس سيف‌الدوله شد که تعداد زيادي از دانشمندان در آن جمع بودند. بعد از مباحثه، همه حضار مرخص شدند و سيف الدوله فارابي را نمي‌شناخت نزد خود نگه داشت. سپس مجلس را جهت سماع آماده نموده و نوازندگان مخصوص امير شروع به نواختن کردند و فارابي از همه آن‌ها ايراد گرفت. سپس خود يک نوع آلت موسيقي بسيار ظريف را از زير لباسش در آورد و بعد از سر هم کردن قطعات آن، طوري آن را به صدا در آورد که همة حضار را به خنده وا داشت و سپس آهنگ ديگري نواخته و همه را گرياند. بعد از آن با آهنگي ديگر همة حضار را به خواب هيپنوتيزمي عميقي فرو برد.
در اوايل قرن شانزدهم پارسلسوس23 نظريه ميدان مغناطيسي را عنوان کرد که به عقيده او از ستارگان آمده و بر انسان‌ها اثر مي‌گذاشت و به دنبال آن، کريچر رياضيدان آلماني تئوري”مغناطيس حيواني24″ را مطرح کرد که بر اساس آن انرژي مغناطيسي در طبيعت مي‌توانست باعث ايجاد و يا درمان بيماري‌ها شود. مسمر (1734 تا 1815) پزشک اتريشي که در پاريس طبابت مي‌کرد تحت تأثير اين نظريه قرار گرفته به اين نتيجه گيري رسيد که امواج مغناطيسي که در همه کائنات موجود است در بدن افراد نيز وجود دارد و با استفاده از اين نيروي مغناطيسي مي‌توان به درمان بيماران پرداخت. فعاليت‌هاي دو کشيش درمانگر به نام هاي پدر “هل ” و پدر “گاسنر25 ” باعث تقويت گفته‌هاي مسمر در مورد نظريه ” مغناطيس حيواني” شد.
پاراسلسوس مي‌گفت: آهنربا همان‌طوري که آهن را جذب مي‌کند، درد را نيز از عضو دردناک بيمار خارج مي‌کند.
آهنربا بر دو نوع است يکي آهنرباي معدني يا آهنرباي معمولي و ديگري مغناطيس حيواني که در جانداران از جمله انسان وجود دارد. مسمر نيز به‌وسيله آهن‌ربا بيماران زيادي را معالجه کرد. مسمر معتقد بود که از ستارگان آسماني نيرويي گسيل مي‌شود که اين نيرو در موجودات زنده و غيره زنده از جمله انسان نفوذ مي‌کند. مسمر معتقد بود که اثر هيپنوتيزم در حالت دسته جمعي بيشتر است. به عقيده مسمر همه بيماري‌ها را با هيپنوتيزم نمي‌توان معالجه نمود بلکه برخي از بيماري‌ها از جمله بيماري‌هاي عصبي، رواني يا روان تني به‌وسيله هيپنوتيزم قابل درمان هستند. به خاطر اختلاف نظرها در رابطه با هيپنوتيزم، لويي شانزدهم دستور رسيدگي بکار مسمر و بررسي روش تحقيقات، نظريه مغناطيس حيواني را مردود شمرد .
پدرماکسي ميليان هل26 (1720 تا 1792) که ستاره شناس و استاد دانشکاه در وين بود براي درمان بيماران خود از قطعات آهن ربا استفاده مي‌کرد. او قطعات مغناطيسي برش داده شده با اشکال کبد، کليه، قلب،… را بر روي بدن دردناک بيمار قرار داده و اين باور را ايجاد مي‌کرد که مغناطيس ساطع شده از آهن ربا باعث درمان بيماري است و جالب اينجاست که در حدود 70 درصد موارد موفق بودو به درمان بيماري منجرمي‌شد.
پدر يوهان گاسنر27 (1727 تا 1776) درمانگري را به شکل نمايشي اجرا مي‌کرد. او معتقد بود که بيماري توسط ارواح پليد و شيطاني به وجود آمده و اين ارواح بايد از بدن بيمار خارج شوند تا درمان صورت بگيرد. او براي اين کار رداي قرمزي مي‌پوشيد و صليبي جواهر نشان به دست مي‌گرفت و حين درمان تنها به زبان لاتين صحبت مي‌کرد. بيمار با لمس پدر گاسنر دچار غش شده به زمين مي‌افتاد و پدر گاسنر روح پليدي که باعث بيماري شده بود از بدن شخص خارج مي‌کرد و بعد با لمس بيمار به وسيله صليب جواهر نشان او را به حالت طبيعي باز مي‌گرداند.
مسمر معتقد بود که صليب پدر گاسنر خاصيت مغناطيسي دارد و براي حذف جنبه مذهبي از مراسم درمانگري خود از يک ميله آهني به جاي صليب استفاده کرد. او با توجه به تجربيات و مشاهداتش مکتب مسمريم را پايه گذاري کرد که معتقد بود سياله اي کيهاني وجود دارد که مي‌تواند از يک قسمت بدن به قسمتي ديگر جريان يابد. اکثر بيماران مسمر، حين درمان دچار “خلسه تشنج آور” يا انجماد عضلاني (کاتالپسي) و يا غش و بيحالي شده به زمين مي‌افتادند، چون او معتقد بود که عبور از اين بحران باعث درمان بيماري است. او به همين روش درمان‌هاي گروهي بسياري انجام داده و موفقيت‌هاي زيادي کسب کرد. به علت شهرت بي اندازه مسمر و متد ابداعي او که با ابهاماتي همراه بود کميسيوني مسئول بررسي و ارزشيابي اين متد درماني شد. اين کميسيون که متشکل از دانشمندان برجسته اي بود وجود “مغناطيس حيواني را رد کرد و به اين ترتيب متد درماني مسمر رسماً” بي اعتبار شد.
عقايد مسمر همچنان توسط شاگردانش ادامه پيدا کرد و يکي از معروف‌ترين آن‌ها مارکي دوپويي سگور (1751 تا 1825) موفق به ايجادحالتي آرام و خواب گونه به جاي بحران‌هاي مسمري شد و اين پديده را ” سومنامبوليسم مصنوعي”ناميد. روش مسمر بعدها توسط پزشکان انگليسي از جمله “جان اليوتسون” (1791 تا 1868) قرار گرفت.
اواخر قرن نوزدهم هيپنوتيزم دوباره و به شکلي جديد مورد توجه قرار گرفت. “شارکو” متخصص اعصاب، هيپنوتيزم پذيري را علامتي مبني بر وجود بيماري هيستري در افراد مي‌دانست و معتقد بود که با فشار ناگهاني بر سيستم عصبي بيمار (مانند صداي ناگهاني ناقوس کليسا و يا روشن کردن يک لامپ بسيار پرنور) مي‌توان شخص را به طور موقت وارد خلسه کرد. از شاگردان شارکو در زمينه تحقيقات هيپنوتيزمي مي‌توان از زيگموند فرويد نام برد که از فنون هيپنوتيزم براي درمان هيستري استفاده کرده و نتايج آن را در کتابي با عنوان “مطالعاتي در زمينه هيستري ” منتشر کرد. برنهايم (1842 تا 1917) محقق ديگري بود که متوجه شد که ميزان هيپنوتيزم پذيري افراد عادي وهمچنين عکس العمل ايشان حين هيپنوتيزم نيز متفاوت است. از ابتکارات او استفاده از تلقين با کلمات آرام، شمرده و آهسته و شبيه به لالايي براي ايجاد هيپنوتيزم است که در حال حاضر در کلينيک‌هاي هيپنوتيزم درماني مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
اميل کوئه (1857 تا 1926) که پزشک داروساز بود متوجه شد درمان زماني حاصل مي‌شود که تلقينات ارائه شده توسط درمانگر مورد قبول ذهني سوژه درماني واقع شود و در حقيقت سوژه به خود تلقيني برسد و به همين دليل “قوانين تلقين 28” را پايه گذاري کرد.
قرن بيستم و پيشرفت‌هاي علمي باعث شد که هيپنوتيزم به عنوان يک پديده فيزيولوژيک و نه يک پديده متا فيزيک مورد بررسي جامعه پزشکي و محققين قرار بگيرد. نتايج اين بررسي‌ها هيپنوتيزم را به عنوان يک روش درماني بدون عارضه با کاربردهاي وسيع در زمينه بيماري‌هاي مختلف معرفي کرده و اين روش را به عنوان پديده اي فيزيولوژيک و مرتبط به روانشناسي به رسميت شناخت. بنيامين راش، پدر روان پزشکي آمريکا در کارهايش از هيپنوتراپي و تخيل استفاده کرد و مورتون پرنس در کشف بيماري چند شخصيتي از هيپنوز بهره برد. ميلتون اريکسون با نوآوري‌هاي خود در هيپنوتيزم از جمله شيوه‌هاي طبيعت گرايانه و غيرمستقيم به حيات مجدد اين روش درماني کمک کرد. به طور همزمان پژوهش‌هاي هيلگارد و اورن و فعاليت‌هاي باليني کروگر و ولبرگ هيپنوتيزم را به عنوان روش مؤثر درماني بر سر زبان‌ها انداخت. سرانجام در سال 1955 اتحاديه پزشکن انگلستان وسپس در سال 1961 اتحاديه روان پزشکان امريکا هيپنوتيزم را به عنوان يک روش درماني پذيرفتند.
جيمز بريد توانست فرقي بين مانيه تيسم و هيپنوتيسم در تعريف قائل شود به همين دليل شايد او بنيانگذار هيپنوتيزم باشد.
در سال ???? کتاب جالبي به نام فنون پيشرفته هيپنوتيزم اثر هيپنوتيزور بزرگ و نامي آمريکايي ملوين29 پاورز در ايران ترجمه و منتشر شد. مترجم و ناشر کتاب شخصي به نام (ي. و. ک. مهندلي) است که در ارتباط به تاريخ هيپنوتيزم در ايران در مقدمه مؤلف کتاب مزبور چنين آورده است: حرفه هيپنوتيزم به کهنسالي خود تاريخ است اين هنر جذاب نخست در سرزمين مصر باستان به جهانيان شناسانده شد و توانسته است تا به امروز به حيات خود ادامه دهد هيپنوتيزم بدون شک از ميان کاهنان مصري و موبدان ايراني گذشته و بعد به يونان و روم گسترش پيدا کرده است.
هيپنوتيزم در ايران در قرن اخير
مرحوم اعلم الملک ثقفي که به عنوان پزشک مخصوص مظفر الدين شاه شهرت زيادي دارد به احتمال زياد اولين فرد ايراني بود که در حدود ??? سال پيش در فرانسه با هيپنوتيزم آشنا شد. او که براي تحصيل در رشته پزشکي به پاريس رفته بود در پرتو پشتکار و استعداد فراواني که داشت به‌زودي به تفحص در بيماري‌هاي عصبي پرداخت.
در اين محفل علمي شادروان اعلم الملک ثقفي خيلي زود از لحاظ علمي در انجام هيپنوتيزم به مهارت رسيد وي در آن شرايط هنوز از لحاظ عملي به توصيف و توجيه اين دانش جديد و بديع مقدور نبود و عوامل مغناطيسي انساني و انرژي‌هاي روحي مغناطيسي بودند که براي توجيه طبيعت و خصلت هيپنوتيزم مورد استفاده قرار مي‌گرفتند پس از مرگ پرفسور شاد، دکتر اعلم الملک براي مدت کوتاهي سمت سرپرستي بخش او را بر عهده گرفت و به رياست بهداري شهرداري پاريس که مقام اداري مهمي بود رسيد ولي ديري نپايد که دکتر ثقفي از اين سمت مهم کناره گرفت زيرا آنچنان مجذوب جلسات روحي شده بود که براي افزايش دانش به سوئيس رفت.
تفاوت هيپنوتيزم و مانيه‌تيزم 30
بنيان مانيه تيزم را به مسمر منتسب مي‌کنند پيروان اين تئوري يا مكتب فكري معتقدند كه موجودات واجد يك انرژي خاص مغناطيسي هستند كه به‌كمك آن مي‌توانند بر روي موجودات ديگر اثر بگذارند. اين اثر مي‌تواند درماني نيز باشد.
تعاريف زيادي براي هيپنوتيزم از زواياي و ديدگاه‌هاي مختلف وجود دارد، بعضي‌ها هيپنوتيزم را به اشتباه معادل خواب مي‌دانند و فکر مي‌کنند هيپنوتيزم چيزي شبيه خواب معمولي است اين در حالي است که هيپنوتيزم با خواب معمولي بسيار متفاوت است. حداقل تفاوت‌هايي که بين هيپنوتيزم و خواب معمولي است اين است که درخواب معمولي هيچ ادراکي از طريق حواس پنجگانه ندارد مگر اينکه محرک مربوطه بسيار قوي باشد در حاليکه در هيپنوتيزم مي‌تواند حساسيت، حواس پنجگانه کاهش پيدا کند يا حتي برعکس افزايش پيدا کند.
هيپنوتيزم تفاوت‌هايي با خواب و بيداري نيز دارد. در خواب، هوشياري وجود ندارد و سيستم به گيرنده‌هاي زير آستانه پاسخ نمي‌دهد. شخص خواب به صداهاي اطرافيان پاسخ نمي‌دهد. اما در هيپنوتيزم، شخص صداي هيپنوتيزم کننده را مي‌شنودو کارهايي که او مي‌گويد را انجام مي‌دهد. بنابراين يک حالت خاص از هوشياري وجود دارد. در اين حالت اگر تلقين شود شخص صداهاي ديگر را نمي‌شنود و فقط صداي شخص هيپنوتيزم کننده را مي‌شنود، حساسيت گوش او به ورودي‌هاي ديگر به شدت کاهش پيدا مي‌کند و به عبارت ديگر صداهاي ديگر به شدت فيلتر مي‌شود و تمرکز شخص در تمام حواس به حس شنوايي و ديگر صداها به صداي هيپنوتيزم کننده زياد مي‌گردد. (نصرآبادي 1385)
نظريه‌هاي هيپنوتيزم
امروزه دانشمندان از ديدگاه علمي، نظريه‌هاي مرتبط هيپنوتيزم را به دو گروه بزرگ تقسيم کرده‌اند: نظريه‌هايي با مبناي فيزيولوژي و استوار بر پايه‌ها و نظريه‌هاي مبتني بر روان‌شناسي، مثل عوامل مؤثر در القا وتلقين‌پذيري، والبته نظريه‌هاي سايکولوژي نيز، خود به دو شاخه تقسيم مي‌گردند: نظريه‌هاي روان‌شناسي هيپنوتيزم که خود مبتني بر سه عامل از قبيل تعريف، انتطار داشتن و تحريک سوژه31 است در حالي که نظريه‌هاي روان کاوي غالباً بر واپس روي32 تأکيد مي‌نمايند (فراشاه 1385).
الف) نظريه‌هاي فيزيولوژي
نظريه‌هاي فيزيولوژيک مانند نظرية پاولوف، هيپنوتيزم را مهار مغزي شاخص مي‌دانند. تغييرات فيزيولوژيک که در طول هيپنوتيزم ايجاد مي‌شود عباريند از: تغييرات مشخص در تعداد ضربان قلب، فشار خون و



قیمت: تومان


پاسخ دهید